وب لاگ فارسی فيلم دوستان 

ندای مردم ایران - شکیلا

به ياد
فريدون گله (2005-1940) = Fereydun Goleh
به ياد فريدون گله            

213 خبر در ۲۲ صفحه وجود دارد که شما صفحه ۱ را مشاهده مي کنيد.
چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸
چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ لينک دائمي

شادی صدر

شادی صدر: در انقلاب مشروطه هم زن ها آن همه فعالیت کردند و بعدش حتی حق رای نگرفتند. انقلاب ۵۷ را هم که همه می دانیم چه حاصلی داشت برای زنان.

شادی صدر:
زن ها در خیابان حاضر و در سطح رهبری غایبند

عنایت فانی، بی بی سی

شادی صدر، مهمان این هفته به عبارت دیگر، روزنامه نگار و وکیل دادگستری است، ولی در چند سال گذشته اسم او بیشتر به سبب مبارزاتش علیه تبعیض نسبت به زنان در کشورش ایران بر سر زبان ها بوده: از مبارزه علیه قانون سنگسار گرفته تا تلاش برای لغو منع حضور زنان در ورزشگاه ها. او چند ماهیست که در شهر فرانکفورت آلمان زندگی می کند. چرا در اوج مبارزات دموکراسی خواهی در ایران، کشورش را ترک کرده؟

خانم صدر، شما چند ماهی است که به فرانکفورت آمده اید و این کار را در اوج مبارزات دموکراسی خواهی مردم ایران کرده اید. در گذشته بسیار فعال بودید و درست سر بزنگاه ول کرده اید و آمده اید خارج، چرا؟


فکر
می کنم دلیلش برای خودم روشن است. اگر به طور خلاصه بخواهم بگویم. وقتی که من در مردادماه ۸۸ از زندان آزاد شدم، راستش قصد نداشتم به قول شما میدان مبارزه را ترک کنم اما دو موضوع باعث شد که این تصمیم را بگیرم. یکی اینکه این بار در طول بازجویی ها مساله ای که توانستم به طور قطعی بفهمم این بود که دیگر این سیستم بیشتر از این به من اجازه فعالیت و کار نخواهد داد...
ادامه مطلب


 

فرستنده: سهراب
 

سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ لينک دائمي

زندگی لئوناردو داوینچی


لئوناردو داوینچی (۱۵ آوریل ۱۴۵۲ - ۲ مه ‌۱۵۱۹) از دانشمندان و هنرمندان ایتالیایی دوره رنسانس است که در رشته‌های نقاشی، ریاضی، معماری، موسیقی، کالبدشناسی، مهندسی، تندیسگری، و هندسه شخصی برجسته بود.

داوینچی را کهن‌الگوی «فرد رنسانسی» دانسته‌اند. وی فردی بی‌نهایت خلاق و کنجکاو بود. وی طراح اولیه صدها اثر معماری و هم‌چنین طرح اولیه هواپیما به‌شمار می‌رود. یکی از طرح‌های ابتکاری او لباس غواصی و زیر دریایی جنگی است. او همچنین مسلسل، تانک نظامی، ساعتی که به ساعت داوینچی معروف است، کیلومتر شمار و چیزهای دیگر را اختراع کرد.

لئوناردو داوینچی برای طرحهای خود بوسیله خط معکوس یادداشت هایی را نوشته است که فقط آنها را در آینه می توان خواند.
بیشتر شهرت جهانی او به‌خاطر نقاشی‌های شام آخر و مونالیزا است.


 Leonardo da Vinci


 

فرستنده: شباهنگ
 

يکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ لينک دائمي
 به بهانه سال‌روز در‌گذشت
«رسول‌ملاقلی‌پور»

«میم مثل مادر»
۱۳۸۸ اسفند ۱۶
محبوبه / کوچه


شانزدهم اسفند ۱۳۸۵ برابر با سال‌روز درگذشت «رسول ‌ملاقلی‌پور»، کارگردان ایرانی است. ملاقلی‌پور از کارگردانان سینمای جنگ و اجتماعی ایران بود و توانست با فیلم پرواز در شب سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از جشنواره فیلم فجر دریافت کند. و آخرین فیلم او میم مثل مادر بود.



«رسول‌ملاقلی‌پور» در ۱۷ شهریور سال ۱۳۳۴ در محله جوادیه تهران بدنیا آمد. به گفته خودش کودکیش در فقر و سختی گذشت.

وی در روزهای آغازین انقلاب عکاسی را به‌ طور آماتور آغاز کرد و با شروع دفاع مقدس، به صورت حرفه‌ای به ادامه آن پرداخت و پس از آن به ساخت فیلم‌ مستند از عملیات‌ مختلف دفاع مقدس پرداخت و فیلم کوتاه «شاه ‌کوچک» را با دوربین ۱۶ میلی‌متری ساخت که موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم از جشنواره وحدت شد. او نخستین فیلم بلند خود را در سال ۱۳۶۳ با نام «نینوا» ساخت و به این ترتیب به سینمای حرفه‌ای راه یافت.

با ساخت «پرواز در شب» در سال ۱۳۶۵جایزه بهترین فیلم را از جشنواره پنجم فیلم ‌فجر بدست آورد. با فیلم «افق» قدرت کارگردانی خود را به رخ همگان کشید و با ساخت «مجنون» و «خسوف» همگام با شرایط روز حرکت کرد. اما با فیلم «پناهنده» نزد منتقدان به محبوبیت رسید و در سال ۱۳۷۴ یکی از بهترین فیلم‌هایش به نام «سفر به چزابه» را ساخت، که کاندید سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی شد، اما در اکران با شکست مواجه شد.

در سال ۱۳۷۷ فیلم «هیوا» را ساخت که در جشنواره هفدهم فیلم‌فجر جایزه بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را علاوه بر جوایز دیگر نصیب خود کرد. در سال ۱۳۷۸ ملاقلی‌پور فیلم سه اپیزودی «نسل‌سوخته» را ساخت و خیلی چیزها را ثابت کرد. نسل سوخته شاهکار ملاقلی‌پور است. «قارچ‌سمی» که در سال ۱۳۸۰ ساخته شد، تمام ضعف‌های «کمکم‌کن» و تمام قوت‌های نسل‌سوخته را یک‌جا با خود داشت. «میم ‌مثل‌ مادر» ملاقلی‌پور که با استقبال عمومی مواجه شده بود یکی از آخرین فیلم‌های او بود... ادامه مطلب
 

فرستنده: سهراب
 

شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۸ لينک دائمي
عیار ۱۴، نفس عمیق، پرویز شهبازی

پوستر فیلم عیار ۱۴ ـ پرویز شهبازیاگر «نفس عمیق» پرویز شهبازی را دیده باشی و دوست‌اش داشته باشی، با تماشای «عیار ۱۴» کمی گیج می‌شوی. که چطور باید این فیلم را دوست بداری، بی آن که حواس‌ات به «نفس عمیق» باشد.

شهبازیِ «مسافر جنوب» و «نجوا» با فیلم «نفس عمیق» کارگردانی خلاق و باهوش جلوه کرد که نه فقط پای اثرش که در جزء‌جزء فیلم‌‌اش «امضای شخصی» می‌گذارد. و مشکل فقط این است که «عیار ۱۴» فیلمی ست که امضای شهبازی را بیش‌تر در «اجزای» خود دارد تا «پای» آن.


«عیار ۱۴» فیلمی ست پر از ظرافت و خلاقیت هم در فیلمنامه هم در فضاسازی هم در شخصیت‌پردازی و هم در کارگردانی، اما «مضمون» کلی فیلم چیزی نیست که بشود آن را در ردیف دغدغه‌های به تعبیری روشنفکرانه و به تعبیر دیگر و درست‌تر، «امروزی» قرار داد.

همین است که امضای شهبازی را از «پای» فیلم برمی‌دارد. و همین است که برای لذت بردن از فیلم او باید بی‌خیال نام سنگین شهبازی‌ای بشویم که دوست داشتیم بعد از نفس عمیق ببینیم.




«عیار ۱۴» یک فیلم قصه‌پرداز کاملاً تکنیکی و تا حدی حتا «مکانیکی» ست. همان چیزی که سبب می‌شود احساس متناقضی در تماشاگر دل‌بسته به شهبازیِ «نفس عمیق» ایجاد شود. اما از این احساس که فاصله بگیریم و «عیار ۱۴» را به اصطلاح طلبگی «بماهُوَ عیار ۱۴» تماشا کنیم، راه برای کشف قدرت و خلاقیتی که در اجزای این فیلم موج می‌زند، به‌سادگی باز می‌شود...    لينک مطلب



 
 

فرستنده: سهراب
 

جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ لينک دائمي

گفتن يا نگفتن...

"سنگ صبور"
و تابوهای زبان مادری

عباس پویا

استاد دانشگاه فرایبورگ



"سنگ صبور" اولین رمان عتیق رحیمی (فيلمساز و نويسنده ي افغان) به زبان فرانسوی است. داستان های دیگری که رحیمی تا کنون به چاپ رسانده، از جمله داستان مشهور "خاک و خاکستر"، در آغاز به فارسی و بعداً به زبانهای اروپایی منتشر شدند.

اما چرا رحیمی نخواسته یا نتوانسته سنگ صبور را نیز به زبان مادری خود (فارسی) بنویسد؟ در حالیکه تجربه های فوق العاده موفقش به فارسی، پیش درآمدهای خوب و مساعدی بودند برای نوشتن این رمان. 

در مصاحبه ای که رحیمی به مناسبت چاپ کتابش کرده علت این کارش را چنین توضیح می دهد: "با زبان مادری ممنوع ها و تابوها را هم می آموزی، در حالیکه در زبان دوم چنین خودسانسوری هایی وجود ندارد."

برای اینکه زن را به سخن گفتن و مرد را به سکوت وادارد و برای اینکه زن بتواند کاملاً عریان در باره خود و تن خود و در بارۀ دردها و نیازهای خود سخن بگوید، رحیمی به زبان دوم خود پناه می برد.



رحیمی در این رمان انگشت بر غده های چرکین اجتماع افغانی می گذارد و گندیدگی و عفونت همه گیر و در عین حال تهوع آور آن را به مشام خوانندگان خود می رساند.

کار او در این داستان تابوشکنی است و پرده دری، پرده دری از قداست های مجعول و برای چنین رودررویی عریان، بیگانگی زبان دوم پوشش خوب و کافی عرضه می کند. پس ازقتل نادیه انجمن شاعر جوان به دست شوهرش، عتیق رحیمی سفری به هرات می کند. در این سفر او شوهر و قاتل نادیه انجمن را که در حالت اغما و تقریباً بی جان در کلینیک زندان نگهداری می شد می بیند.

رحیمی درحالیکه چشم به قاتل دوخته است با خود می اندیشد: "اگر من زن می بودم نزد او می ماندم تا حداقل همه حرف های نگفته را به صورت اوتف می کردم." همین تصویر جان مایه رمان "سنگ صبور" را می سازد.

در خانه که بر پنجره های آن پرده های منقش به پرندگان آویخته است، مردی در حالت اغما بر بستر مرگ افتاده و تنها از طریق سِرُوم تغذیه می کند.

در این داستان نقش های سنتی مرد و زن جا به جا شده است. زن که همیشه محکوم به سکوت بوده و اجازه نداشته صدایش را در برابر مردش "بلند" کند و باید تنها گوش شنوایی برای شوهرش می بود، اینجا به سخن می آید. و مرد که همواره متکلم وحده در خانواده بوده و برای فرزندان و همسر تعیین تکلیف می کرده، اینجا    ساکت است   -- عباس پویا

زن او که این بار نمرده است، پرستاری مرد محتضر خودرا می کند. در آغاز زن هنوز تحت تـأثیر هیبت مردانه قرار دارد و جرأت گفتگوی مستقیم و واضح با شوهر بی جان خود را ندارد. فقط با لکنت و با سر افتاده به زیر، ناخوشی خود را زمزمه می کند.

زن بر بالین مرد نشسته و تسبیح می گرداند و دعا می کند، کاری که بر اساس آموزه های سنتی معمولاً در چنین مواقعی می کنند. کم کم زن از دعا و تسبیح صرف نظر می کند و در خود جرأت پرخاش و گفتگوی صریح با مرد بی جان خودرا می یابد.

این گفتگوی یکجانبه که از آغاز تا پایان کتاب ادامه دارد بیان شکوه های زن است: ازدواج اجباری، تجاوز به عنف، تجاوز از سوی محارم و بدتر از همه رابطۀ خفقان آور مردش با او. این گفتگوها فقط گاه به گاهی قطع می شود تا نویسنده با داخل ساختن بازیگران جانبی به صحنۀ داستان، پرده از چهرۀ تابو های دیگری مانند همجنس بازی حتی در صفوف مجاهدین یا طالبان براندازد. 

در این داستان نقش های سنتی مرد و زن جا به جا شده است. زن که همیشه محکوم به سکوت بوده و اجازه نداشته صدایش را در برابر مردش "بلند" کند و باید تنها گوش شنوایی برای شوهرش می بود، اینجا به سخن می آید. و مرد که همواره متکلم وحده در خانواده بوده و برای فرزندان و همسر تعیین تکلیف می کرده، اینجا ساکت است.

دیگر این زن نیست که باید سنگ صبور باشد، اینبار این مرد است که بالاجبار به سنگِ صبوری محکوم است.


در پناه زبان بیگانه
 
رحیمی با هنرمندی از تن رنجدیده و آسیب دیده زن تریبونی می سازد برای افشاکردن تابو های حاکم بر اجتماع افغانستان.
او در پناه زبان بیگانه با صراحت چشمگیر در بارۀ موضوع ها و پدیده هایی سخن می گوید که گپ زدن از آنها در زبان مادری اش "شرم آور" تلقی می شود. او بی پرده نشان می دهد که چگونه از یکسو زبان و ذهن جامعۀ مردسالار افغانستان شهوت زده و جنسیت گرا است و از سوی دیگر چه اندک مرد و زن جامعه در بارۀ تن خود، تن همدیگر و نیازهای آن می دانند.

اینک دیگر باید روشن شده باشد چرا رحیمی "سنگ صبور" را به فارسی ننوشته. ولی جامعۀ افغانستان بیش از همه به سخن گفتن در بارۀ تابوها و به این ترتیب به خواندن این کتاب نیاز دارد. باید منتظر ماند که کی ترجمۀ "سنگ صبور" به خوانندگان عرضه می شود.

هرچند رمان "سنگ صبور" از یک گفتگوی یک طرفه ساخته شده ولی تصویر پردازی های ماهرانه، زبان شیوا و تراژیک نفس گیر حاکم بر داستان، مجال از دست ماندن کتاب را از خواننده می گیرد.

"سنگ صبور" یکی به خاطر زبان شیوای آن و یکی هم به خاطر شجاعت نویسندۀ آن مهمترین جایزه ادبی فرانسه "Prix Goncourt" را از آن خود کرد... لينک مطلب


**********
 
عتيق رحيمی نويسنده و فيلمساز افغان از سال 1985 مقيم فرانسه استعتيق رحيمي فيلمساز و نويسنده ي افغان در حال نوشتن فيلمنامه ي «سنگ صبور» است. سنگ صبور، رماني است به قلم خود رحيمي كه به عنوان نخستين اثر فرانسوي زبان نويسنده سال گذشته در پاريس منتشر شد و توانست جايزه ي معتبر «گنكور ادبي 2008» را از آن خود كند. از همان زمان رحيمي اعلان كرد كه قصد دارد از روي داستان سنگ صبور يك فيلم بلند سينمايي بسازد.

عتيق رحيمي فيلمنامه ي «سنگ صبور» را به كمك ژان-كلود كارير مي نويسد كه يكي از بزرگترين فلمنامه نويسان زنده ي سينما است. آقاي كارير پيش از اين نيز درباره ي افغانستان كار كرده است. او سال گذشته فيلمنامه ي «بچه كابلي» (برمك اكرم، 2009) را بازنويسي كرد و در جريان فيلمبرداري آن براي ده روز به كابل آمد. كارير كه 73 ساله است فيلمنامه هاي زيادي را براي لوييس بونويل و نمايش نامه هايي را براي پيتر بروك بزرگان سينما و تياتر اروپايي نوشته است.

رمان سنگ صبور داستان زني است كه سرگذشت زنده گي اش را براي شوهر در حال مرگش روايت مي كند. تمام حوادث داستان، داخل يك اتاق كوچك مي گذرد كه در آن زن جوان براي شوهر بيمارش كه حتا از سخن گفتن بازمانده است راز دل مي كند. داستان زنده گي او شامل خشونت هايي است كه طي سالهاي جنگ بر جسم و جان او رفته است و در بخش هايي از آن، به شكل بي پرده يي از تجارب جنسي اش سخن مي گويد.

رمان رحيمي كه در كشورهاي فرانسوي زبان از استقبال وسيعي برخوردار شد، در حال ترجمه شدن به زبانهاي ديگر از جمله فارسي است. رمان سبك پردازي شده ي نويسنده ي افغان، به عقيده ي بسياري ها يكي از متوني است كه براي اقتباس سينمايي مناسب نيست؛ دليلش داستان ذهنيت گراي آن است. رحيمي اما سعي دارد به كمك كارير يك فيلم ذهنيت گرا و سبك پردازي شده از آن بسازند.

فيلم «خاكستر و خاك» به گفته ي يكي از نزديكان رحيمي، قرار است در ساختن فيلم «سنگ صبور» از تصاوير آرشيفي و مستند استفاده ي زيادي صورت بگيرد. در حقيقت تمام حوادثي را كه از زبان زن در رمان ميخوانيم، به شكل تصاوير مستند در فيلم خواهيم ديد. اين تكنيكي است كه رحيمي همراه با كارير در فلمنامه ي سنگ صبور در نظر گرفته اند. تاريخ دقيق فيلمبرداري اين فيلم تا هنوز معلوم نيست.

رحيمي پيش از اين فيلم «خاكستر و خاك» را از رمان خودش به همين نام ساخته بود كه توانست جايزه ي  «نوعي نگاه» جشنواره فيلم كن را در سال ۲۰۰۳ بگيرد. داستان فيلم را عتيق رحيمی بر اساس شنيده ها و رويداد های ۲۳ سال جنگ افغانستان و آنچه بر خود او گذشته نوشته و فيلمنامه را با همکاری کامبوزيا پرتوی سينماگر ايرانی به نگارش در آورده است...    لينک مطلب


 

فرستنده: شباهنگ
 

جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ لينک دائمي

نمایش اسلاید   با سرعت بالا ببینید  |  با سرعت پایین ببینید 

مستند "پرو آخر"
عبا، قبا، لباده
داریوش دبیر

ویدئو
پاره ای از مستند "پرو آخر"

به گفتۀ او، برخی دیگر از روحانیونی که از سیاست دوری می‌جویند و علاقه‌ای به قدرت ندارند، با گذشت زمان، اشتیاق خود به پوشیدن لباس سنتی را نیز از دست می‌دهند.
"پرو آخر" این موضوع را به تصویر کشیده و از زبان آقای عرب‌پور، راوی تغییرات لازم در لباس روحانیون، از جمله اضافه شدن جیبی مخصوص تلفن همراه است و نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر، استفاده از لباده که در مقایسه با عبا، آراسته‌تر و گران‌قیمت‌تر است، افزایش داشته، چنانکه اکنون بیشتر سفارش‌های او دوختن لباده است...  ادامه مطلب
 

فرستنده: بامشاد
 

پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ لينک دائمي
آزادی خانواده و تعدادی از همکاران جعفر پناهی

جرس: خانواده و تعدادی از همکاران جعفر پناهی آزاد شدند.

بنا به گزارش پویا خبر  گذشته چهارشنبه سوم ماه مارس خانواده و همکاران جعفر پناهی آزاد شدند. ابتدا کلیه ی مردان و سپس کلیه ی زنان به صورت گروهی آزاد شدند.

جعفر پناهی و محمد رسول اف همچنان در اوین هستند.

از میان گروه تنها مهدی پورموسی، مدیر تولید، در میان آزاد شدگان دیده نشده است.







پناه پناهی ، فرزند جعفر پناهی ضمن ابراز نگرانی از وضعیت خانواده خود که نیمه شب دوشنبه بازداشت شده اند ، خبرپردازی برخی سایت های اینترنتی در این زمینه را تکذیب کرده بود.

وی در گفتگو با کلمه اعلام کرد که پدر و سایر اعضای خانواده و مهمانان پدرش در حین فیلمبرداری فیلمی که مجوز داشته بازداشت شده اند.

فرزند جعفر پناهی گفت: اینکه گفته اند منزل پدر من از قبل از انتخابات، محل ساخت فیلم ضد نظام بوده کاملا کذب است و پدر من هیچ فیلمی ضد نظام نساخته ضمن اینکه درباره رویدادهای اخیر نیز فیلمی نساخته است.

پناه پناهی با بیان اینکه ساخت فیلم هنوز تمام نشده تصریح کرد: برخی آقایانی که شایعه پردازی میکنند چگونه قبل از ساخت و تدوین فیلم درباره محتوای آن چنین ادعاهایی را مطرح می کنند؟

فرزند جعفر پناهی ادعاهای طرح شده در برخی سایت ها به نقل از او را تکذیب کرده و گفت: من بعد از بازداشت خانواده ام فقط با یک سایت خبری مصاحبه کرده ام اما برخی سایت ها اغراق کرده و حرفهایی را به من نسبت داده اند از جمله اینکه به نقل از من نوشته اند در منزل پدرم مهمانی بوده در حالیکه هیچ مهمانی ای در کار نبود و من فقط گفته ام که مهمانان پدرم بازداشت شده اند. این مهمانان نیز همگی عوامل فیلمبرداری و اکثرا عوامل تدارکات بودند و فیلمبرداری نیز با مجوز انجام می گرفته وآنها در حالی در حین فیلمبرداری بازداشت شده اند .

پناه پناهی با بیان اینکه هیچ گونه اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت خانواده اش ندارد گفت: من به شدت نگران خانواده ام ، به خصوص خواهر و مادرم هستم.

لیست آزاد شدگان دیشب:


۱- طاهره سعیدی، همسر جعفر


۲- سولماز پناهی، دختر جعفر


۳- شمسی صادقی


۴- طاهره مهدوی


۵- سیمین نوروزی


۶- ابراهیم غفوری


۷- ایمان غفوری


۸- مرتضی دهنوی


۹- کورش عسگری


۱۰- وحید وکیلی فر


۱۱- جلال وفایی


۱۲- علی سرآهنگ


۱۳- آرین رحمانی


۱۴- بامداد موجانی


 

 

 

فرستنده: سهراب
 

پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ لينک دائمي

  

«در حکایت ساختن مبال در بم»

تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
نوشته سهیلا بسکی

منطقی زنانه در پس زبانی مردانه

شهرنوش پارسی‌پور
http://www.shahrnushparsipur.com

بحث این هفته درباره دو کتاب از سهیلا بسکی، نویسنده با استعداد ایرانی‌ست. کتاب نخستین، «حکایت ساختن مبال در بم» مدت‌ها پیش به دست من رسید و در نوبت بود تا درباره آن گفتی داشته باشم.

Download it Here!



این گزارش طنزآمیزی‌ست درباره راوی و شخصیت‌های دیگری که در هنگام زلزله بم به هیجان آمده و برای یاری‌رساندن به این شهر می‌روند و به این نتیجه می‌رسند که شهر زلزله‌زده نیازمند آب‌ریز است.

کتاب شرح ماجراها و برخوردهای راوی با ماموران دولت و افرادی‌ست که برای کمک به شهر آمده‌اند، و به رغم آن که به شرح ماجرای دل‌خراشی می‌پردازد، اما لحنی شاد و پرخنده دارد و لبخند به لب خواننده می‌آورد.


در عین آن که خواندن این کتاب را که نشر فروغ در آلمان منتشر کرده است به خوانندگان توصیه می‌کنم، بخش کوتاهی از گفتار هفتم را به نام «در حکایت عمل به فکر بکر دوم» در این‌جا نقل می‌کنم:

«برخلاف تصورمان قبولاندن طرح تازه به رئیس‌روسای شرکت خیلی دشوار نبود. حتما همان علل قبلی در کار بود یا عکس‌هایی که از اتاقک‌ها و چاه‌های مستراح و حمام‌ها گرفته بودیم خیلی رقت‌انگیز بودند.

البته می‌توانستیم احساس کنیم آن‌ها هم کم و بیش همان تلقی را از موضوع دارند که هنرمند هنگام ادای کلمه خلا داشت. دکتر هادی گفت: «وقت افتتاح ما را هم خبر کنید. می‌دانید مستراح را چه‌طور افتتاح می‌کنند؟»

بعد به قهقهه خندید. رئیسمان در عین این که به شوخی دکتر هادی خندید برای دل‌جویی ما با لحنی جدی هشدار داد: «ساختن توالت و حمام سخت‌تر و گران‌تر از قسمت‌های دیگر خانه است. برای همین هم برای اردوگاه‌ها یا خیلی از خانه‌های اجاره‌ای، حتی در فرنگ هم، توالت‌ها و حمام‌های اشتراکی می‌سازند.»

ما، هم از شوخی دکتر هادی رنجیدیم، هم ارزش هشدار رئیس‌مان را نفهمیدیم. اما همین قدر که مخالفت جدی نکردند خوش‌حال شدیم. بعد از ترس این که مبادا نظرشان تغییر کند به‌سرعت دست به کار شدیم... ادامه مطلب

 

فرستنده: شباهنگ
 

پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ لينک دائمي

فيلم سينمايی: فراری

کارگردان:
سعيد عالم زاده
فيلمنامه: عليرضا جزيني
سال توليد: ۱۳۸۸
ژانر: کمدی درام




بازیگران:
حامد کمیلی، لیندا کیانی، مهران رجبی، زهره مجابی، عباس محبوب، رابعه اسکویی، سوسن پرور، شهربانو
موسوی، علی ابوالحسنی، بیژن پیشدادی، شهین تسلیمی و ...


خلاصه داستان: فراری داستان دو جوان را روایت می کند که قصد دارند با هم ازدواج کنند، اما در روز خواستگاری اتفاقی می افتد و...


 

 

فرستنده: سهراب
 

سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ لينک دائمي

جعفر پناهی  دستگیر شد

 

فرستنده: سهراب
 


213 خبر در ۲۲ صفحه وجود دارد که شما صفحه ۱ را مشاهده مي کنيد. چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸

1 2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  12  13  14  15  16  17  18  19  20  21  22      صفحه :  بعدی  >>