186 خبر در ۱۹ صفحه وجود دارد که شما صفحه ۵ را مشاهده مي کنيد. پنجشنبه ۶ آبان 1400

 
جستجو
جستجوی فيلم، کارگردان، بازيگر..:

fa en


سايت های سينمايی!
 

Find a birthday!


پيوندها
 
مجله ۲۴
آدم برفی ها
دیتابیس فارسی فیلم های سینمایی
کافه سينما
سينمای ما
سينمای آزاد
 

اخبار روز ايران

[ Yahoo! News Search ]

Search Yahoo! here
 
 [ Yahoo! ]



options

جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ لينک دائمي

مانی حقیقی: حوزه هنری چه کاره مملکت است؟



کارگردان فیلم «پذیرایی ساده» با انتقاد از حوزه هنری گفته است که باید از حوزه هنری پرسید شما اصلا چه کاره هستید که با این همه غرور و تکبر برای هنرمندان مملکت حکم صادر می‌کنید.


مانی حقیقی روز یکشنبه ۱۷ دی همزمان با اکران فیلمش، با اشاره به گنجاندن شعار تبلیغاتی «چه کسی نمی‌خواهد ما از شما پذیرایی کنیم» در پوسترهای فیلم گفت که این شعار پاسخی به اقدامات حوزه هنری است.


او به خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا گفت که وقتی حوزه هنری به خودش اجازه می‌دهد بدین شکل به فیلم‌ها حمله کند، «ما هم می‌توانیم از این حمله‌ها استفاده تبلیغاتی کنیم.» فیلم «پذیرایی ساده» یکی از شش فیلمی است که حوزه هنری از اکران آن در سینماهای خود خواداری کرده است.




۲۷ شهریورماه حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی رسماً اعلام کرد که «برف‌ روی کاج‌ها» ساخته پیمان معادی، «من همسرش هستم» به کارگردانی مصطفی شایسته، «پل چوبی» ساخته مهدی کرم‌پور، «بی‌خود و بی‌جهت» به کارگردانی عبدالرضا کاهانی، «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی و «من مادر هستم» به کارگردانی فریدون جیرانی را در سینماهایش اکران نخواهد کرد.

در واکنش به این اقدام حوزه هنری، اول مهرماه شش کارگردان و چهار تهیه‌کننده این فیلم‌ها گردهم آمدند و رفتار حوزه هنری در مورد عدم پخش فیلم‌هایشان در سینماهای این نهاد حکومتی را «غیراخلاقی» خواندند.



این تصمیم حوزه هنری حاشیه‌های فراوانی به همراه داشت و پس از اکران فیلم «من مادر هستم» ساخته فریدون جیرانی، گروه منتسب به انصار حزب‌الله نیز تجمعی اعتراضی برگزار کردند و پای دادستان تهران هم به میان آمد که از تشکیل پرونده برای فریدون جیرانی خبر داد.

اما مانی حقیقی امروز گفت که تحریم فیلم به نفع فیلم هم تمام شده است. به گفته این کارگردان، «وضعیت به شکلی درآمده است که استقبال مردم از فیلم‌های تحریمی به مخالفت عمومی با سیاست‌های حوزه هنری تبدیل شده. مردم دارند در واکنش صریح به سیاست‌های ارتجاعی حوزه هنری از این فیلم‌ها استقبال می‌کنند.»

آقای حقیقی تایید کرد که حوزه هنری به او اعلام کرده بود به شرط حذف برخی از صحنه‌ها حاضر می‌شد فیلم «یک پذیرایی ساده» را اکران کند اما او نپذیرفته است.



او گفت که ساخت این فیلم مراحل قانونی را پشت سرگذاشته بوده و طبیعی بود که حاضر نباشد به حرف‌های گروهی گوش بدهد که «نه مشروعیت دولتی دارند، نه جایگاه مردمی، و نه درک و فهمی از هنر.»

به گفته کارگردان فیلم «یک پذیرایی ساده»، مدیران حوزه هنری «تلخ» بودن فیلم آثای حقیقی را دلیل عدم اکران آن در سینماهای حوزه هنری عنوان کردند. مدیران حوزه هنری گفته‌اند حتی اگر امروز فیلم «آژانس شیشه‌ای» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا در نوبت اکران بود، به دلیل «تلخ» بودن به آن فیلم هم اجازه اکران نمی‌دادند.

مانی حقیقی بر این اعتقاد است که مدیران حوزه هنری در این بحث «هیچ‌کاره هستند» و در جلسه مشترک نیز «‌سیاست‌هایی را که به آن‌ها ابلاغ شده بود، طوطی‌وار تکرار می‌کردند.»

حوزه هنری هفتاد سینمای کشور را در اختیار دارد و به تازگی اعلام کرده فیلم‌هایی را که به زعم این نهاد، «ضد ارزش» هستند، اکران نمی‌کند. یکی از این سینماها، سینما آزادی است. پس از خودداری سینما آزادی از اکران فیلم‌های تحریمی، شورای صنفی نمایش نیز این سینما را از اکران فیلم های دیگر محروم کرده است.

اما کارگردان «پذیرایی ساده» می‌گوید که بعد از فروش چشمگیر سه فیلم تحریمی متوجه شده سینما «آزادی» در فروش فیلم‌ها تاثیر چندانی ندارد.

مشکلات سینمای ایران که از سال گذشته با انحلال خانه سینما شدت گرفت در سال ۹۱ ادامه یافته و این امر برای اهالی سینما بسیار نگران‌کننده بوده است. در ماه‌های اخیر تشکل‌های مختلف سینمایی با انتشار بیانیه‌هایی نسبت به خطری که سینمای ایران را تهدید می‌کند، هشدار داده‌اند.

یک هفته پیش کانون کارگردانان در بیانیه‌ای به مسئولین سینمایی هشدار داد که تا زمانی که بر «سیاست تفرقه‌افکنانه خود میان اهالی سینما پافشاری می‌کنند و تا وقتی که خود به نقد منصفانه عملکرد چند ساله‌شان نپردازند و همچنان نقد دلسوزانه اهالی سینما را با ترفندهای کهنه ازجمله سیاه‌نمایی پاسخگویند عملا روز به روز خود را تنهاتر خواهند یافت همچون فرمانده‌ای که لشگرش به او پشت کرده‌اند.»

سه هفته پیش نیز مجمع فیلمسازان در بیانیه‌ای هشدار داد که عده‌ای «‌می‌خواهند جرات فکر کردن را از اهالی سینما بگیرند» و با اشاره به وقایع چندین ماه گذشته، مرگ سینمای ایران را نزدیک دانست.

اعضای مجمع فیلمسازان سینمای ایران در بیانیه خود به توصیف جریان مورد نظر پرداختند و آن را جریانی دانستند که «در گذشته‌ای نه چندان دور اعلان کرده بود که اگر قرار است فیلم‌های دلخواه ما ساخته نشود، ایران نیز می‌تواند مثل بسیاری از کشورهای دیگر سینما نداشته باشد».

ششم آذر نیز انجمن سینماداران ایران در نامه‌ای به شورای صنفی نمایش اعلام کرد دیگر توان ادامه حیات را ندارد و امکان انعقاد قرارداد با کلیه دفاتر پخش برای اکران فیلم را از دست داده است.

 

فرستنده: اردوان
 

Delicious Delicious
يکشنبه ۳۱ دی ۱۳۹۱ لينک دائمي

نگاهی به فیلم «چک»


پس به همین خاطر است که در «چک» این چهار آدم به ظاهر بی ربط، دور یک سفره می نشینند، گردش می روند، با هم به نماز جمعه می روند و در همین مدت کوتاه....

آموزش زندگی اجتماعی در صد دقیقه

فیلمنامه «چک» که براساس داستانی از فریدون گله نوشته شده است (که سال ۱۳۵۶ فیلم «جمعه» کامران قدکچیان از روی آن ساخته شد) قصه همراهی ۴ کاراکتر با خاستگاه‌های متفاوت اعتقادی و اجتماعی بر سر تصاحب سهمی برابر از یک چک ۴۰ میلیون تومانی است که تفاوت‌های آنها در نیمه ابتدایی فیلم مانع اعتمادشان به همدیگر است، اما در نیمه دوم فیلم، همین افراد بعد از اینکه یک روز را با هم می‌گذرانند و با هم زیستن را در کنار پذیرش تفاوت‌ها تجربه می‌کنند، به تدریج به هم نزدیک شده، به درک واقعی از زندگی اجتماعی می‌رسند و در می‌یابند که زندگی اجتماعی تنها به این معنا نیست که گروهی از انسان‌ها در کنار یکدیگر و در یک منطقه زیست کنند و تحقق آن جز با تعامل و تقسیم کار در داخل یک سلسله سنن و نظامات میسّر نیست.




تصویری که فیلمساز از جامعه دلخواه خود در «چک» نشان می‌دهد، جامعه‌ای است که اعضای آن در جبر یک سلسله نیازها و تحت نفوذ یک سلسه عقاید، ایده‌ها و آرمان‌ها در یکدیگر ادغام شده و در یک زندگی مشترک غوطه‌ورند و نیازهای مشترک اجتماعی و روابط ویژه زندگی انسان‌ها، آنها را آن‌چنان به‌یکدیگر پیوند می‌زند و زندگی را آن‌چنان وحدت می‌بخشد که افراد را در حکم مسافرانی قرار می‌دهد، که در یک هواپیما و یا اتومبیل سوارند، به‌سوی مقصدی در حرکتند، همه باهم به منزل می‌رسند، از رفتن می‌مانند، دچار خطر می‌گردند و سرنوشت یگانه‌ای پیدا می‌کنند. پس به همین خاطر است که در «چک» این چهار آدم به ظاهر بی ربط، دور یک سفره می نشینند، گردش می روند، با هم به نماز جمعه می روند و در همین مدت کوتاه هر کدام در موقعیتی بحرانی هوای دیگری را دارد (به سکانس افتادن پسر فرهاد آئیش در آب توجه کنید.)

مسئله دیگری که راست گفتار روی آن دست گذاشته روحیه افراط و تفریطی افراد در مواجه با موقعیت‌های گوناگون اجتماعی است که متاسفانه مبتلایان زیادی دارد و کاراکترهای «چک» نیز به تبعیت از همین منش در یک لحظه همدیگر را به به دلایل مختلف متهم کرده، با هم جر و بحث و دعوا می‌کنند و آنی بعد، چنان به یکدیگر محبت می‌کنند که انسان انگشت به دهان می‌ماند! که در میان شخصیت‌های فیلم، بهترین نمونه برای این ادعا کاراکتر حسن شکوهی است که شخصیتش در لحظه دچار نوسان می‌شود، او می‌تواند در یک لحظه جیب کسی را بزند که در روز بعد جان فرزندش را نجات می‌دهد!

«چک» به لحاظ خلق موقعیت، می‌توانست چیزی شبیه موقعیت ابزوردی باشد که کاهانی در «اسب حیوان نجیبی است» به تصویر می‌کشد، و صرفا تصویری سرگردان از آدم‌هایی را به تصویر می‌کشد که با هر گامی که به ظاهر به سمت هدف خود بر می‌دارند نه تنها پیش نمی‌روند، که هر بار به همان نقطه آغازین خود پرتاب می‌شوند. اما راست گفتار فیلمش را متفاوت از کاهانی به پایان می‌رساند و بیشتر از آنچه تلاشش در تکمیل پازلی که منجر به خلق یک موقعیت ابزورد تمام عیار می‌شود، باشد، روی پیام فیلم متمرکز می‌شود که معتقد است همان قدر كه برای آزادی خودمان ارزش و اعتبار قائلیم، این حق را نیز به دیگران بدهیم....

گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: tehrooz.com

کارگردان: کاظم راست گفتار

تهیه کننده: کاظم راست گفتار
موسیقی:  آریا عظیمی‌نژاد
فیلم‌برداری:  هاشم عطار
تدوین:  مهدی حسینی‌وند
گونه:  کمدی
درجه: فیلم  ب
توزیع‌کننده:  هدایت فیلم
مدت زمان:  ۹۰ دقیقه
کشور:   ایران
زبان:  فارسی

بازیگران: فرهاد آییش‌، همایون ارشادی،‌ شاهرخ استخری‌، جمشید مشایخی‌، حسن شکوهی‌، فرخ نعمتی‌، مریم سعادت‌، مژگان بیات‌، نفیسه روشن و ..

 

فرستنده: بامشاد
 

Delicious Delicious
يکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۱ لينک دائمي

در جستجوی "دماغ ايرانی

گپی با داريوش ارجمند

منبع:  کافه سينما

هنر بازيگري متاسفانه ابزار ندارد. آقا مي گويد من مارلون براندو هستم، بهتر از من نيست. منم مي زند. چرا اين را مي گويد؟ براي اينكه هنر بازيگري ابزار ندارد. چرا نمي گويد بهترين نقاش هستم؟ داوينچي هستم؟

چرا نمي گويد بهترين موسقي دان هستم؟ موزارتم؟ پرويز مشكاتيانم؟ شجريانم؟ مي گويد من مارلو براندو هستم. در مملكت من ابزار بازيگري چهره است. آيا آنتوني كوئين مرد خوشگلي بود؟ يا دنيرو؟ يا آل پاچينو؟ يا مريل استريپ؟ اشكالي ندارد زيبا باشند. خدا زيبايي را دوست دارد. اما فقط چهره زيبا كافي نيست. دست بردن در زيبايي طبيعي كه خدا به ما داده براي رسيدن به اين هدف، ابتذال كامل است.

آقاي حسن فتحي مي خواستند «ازدواج به سبك ايراني» را به تهيه كننده گي آقاي علي معلم بسازند. همه گروه بسيج شده بودند دنبال يك دختري مي گشتند كه يك دماغ ايراني داشته باشد از آن مدل دماغ ها كه در مينياتورهاي ايراني هم داريم، پيدا نمي كرديم، همه دماغ ها عملي بود. تو كدام مينياتور اصيل ما شما زن دماغ سر بالا مي بينيد. كجا 50 كيلو لب مي بينيد، لب زن ايراني به قيطاني بودن مشهور است. يك جمله اي استاد بهرام بيضايي دارند مي فرمايند: «هر بازيگري كه خوب بازي كند، زيبا مي شود.»

ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد. 

 

فرستنده: اردوان
 

Delicious Delicious
لينک دائمي

جلسه نقد من مادر هستم که به درگیری لفظی شدیدی انجامید


جلسه نقد فیلم من مادر هستم فریدون جیرانی که نمایندگان انصار حزب الله را به عنوان منتقدان و مخالفان آن پذیرا بود به درگیری لفظی و تنش منجر شد.




نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی "من مادر هستم" در فرهنگسرای رسانه با بحث داغ موافقان و مخالفان این فیلم به مباحثه‌ای داغ درباره شرایط سینمای ایران تبدیل شد.

به گزارش جهان، بیست‌ و سومین نشست "اتاق رسانه سینمای ایران" در فرهنگسرای رسانه که به مجادلات اخیر بر سر اکران فیلم سینمایی "من مادر هستم" اختصاص داشت، بعدازظهر امروز سه‌شنبه 14 آذرماه با حضور غلامرضا موسوی تهیه‌کننده این فیلم، محمدتقی فهیم و مسعود فراستی منتقد و حجت‌الاسلام سلمان علیزاده نماینده معترضان به اکران این فیلم در محل فرهنگسرای رسانه برگزار شد.
 
به نوشته‌مهر،این نشست که اجرای آن را امیر قادری برعهده داشت و با استقبال قابل توجه اهالی رسانه و علاقمندان سینما مواجه بود، به‌ واسطه بحث داغ طرفین به بستری برای چالش بر سر دو دیدگاه مختلف درباره سینما و کارکردهای آن مبدل شد.

  
 

فرستنده: بامشاد
 

Delicious Delicious
شنبه ۹ دی ۱۳۹۱ لينک دائمي

ghaderiامیر قادری درباره‌ی نشانه‌‌ها و ایده‌های تازه و

غیر معمول فیلم‌های هزاره‌ی جدید می گويد

سه شنبه، ٢٨ آذر ١٣٩١، کافه سینما

قصه قهرمانانی که وظیفه‌شان عوض دفاع از طبقه و گروه خودشان، شکستن مرزها و بردن آگاهی به میان توده‌ی مردم است | گفتگوی تازه‌ی امیر قادری درباره‌ی نشانه‌‌ها و ایده‌های تازه و غیر معمول فیلم‌های هزاره‌ی جدید


محمدحسین کرمانشاهی: به دلیل "اشاره‌های امیر قادری در مطالب جدیدش به نشانه هایی از «طرح یک عالم جدید» در فیلم ها و سریال های سالهای اخیر" سایت 598، گفتگویی انجام داده با قادری، در باب اتفاق‌ها، ایده‌ها، نکته‌ها و طرح‌های تازه‌ای که سینمای جهان در هزاره‌ی جدید را تحت تاثیر قرار داده؛ و در مواردی کاملا با آن چه پیش از این از فیلم‌ها آموخته بودیم، مغایرت دارد. نخست بخش‌های مهم گفتگو را در کافه سینما می‌خوانید و در ادامه، متن کامل ‌اش را:

امیر قادری: نکته اين است که در قهرمان فيلم‌هاي جديد، قهرمان معاصر، با وجود برتری‌ها وامتیازات‌اش نسبت به توده‌ی مردم، براي حفظ طبقه و گروه و میهن خودش کار نمي‌کند؛ يعني قهرمان شبکه ي اجتماعي کاري که انجام مي‌دهد اين است که از قدرت خودش براي از بين بردن مرزهاي بيشتري استفاده کند. از جمله مرز بين خودش و گروه‌هاي مختلف مردم را.

آدم برتر این فیلم‌ها، از قدرت خودش به جاي اين که براي حفظ قدرت در يک حوزه‌هاي معدودي در طبقه يا کشور خودش استفاده کند، از این قدرت براي بيداري عمومي و آگاهي بخشيدن و قدرت بخشيدن به مردم استفاده می کند. ولي در اين مسير به هيچ عنوان از احساسات مردمش سوء استفاده نمي‌کند. چون مي‌داند که در اين مسير شايد تنها باشد؛ يعني قرار است خير و هدفش به اين گروه‌هاي مردم برسد، نه اين که گروه‌هاي مردمي ابزارش براي رسيدن به يک جهت باشد.

دنیای تازه، دنیایی است که بسیاری از منتقدان نام‌آورش، گاهی از سطح درک مخاطب سیزده ساله‌ی آشنا به این آثار، عقب می‌افتند.


" قصه قهرمانانی که وظیفه‌شان عوض دفاع از طبقه و گروه خودشان، شکستن مرزها و بردن آگاهی به میان توده‌ی مردم است. "

- الآن عمیق ترین مباحث دارند در فیلم های عمومی و جریان اصلی مطرح می شوند. یعنی مثلاً همین امسال آثاری که برای تماشاگر نوجوان ساخته شده‌اند،‌ در گونه‌های عامه‌پسند؛ مثل «آبراهام لینکلن: شکارچی خون آشام»، یا «سفیدبرفی و شکارچی» و «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» و یا خود «شوالیه‌ی تاریکی برمی‌خیزد» که اصل جنس است و دارند پیچیده ترین مباحث روز را مستقیماً برای عوام مطرح می کنند.

آگاهي عمومي در هر دوره‌اي از زمان يک شباهت‌هاي مشترکي در تمام افکار زنده ي آن دوره دارد. طبعاً در دوره ي حاضر هم بين ایده‌های متفکران امروز دنيا يک چنين مولفه‌هاي مشترکي وجود دارد و آدم‌ها بر اساس تجربه‌هاي تلخ و شيرين گذشته و درسي که از شکست‌هاي گذشته گرفته اند؛ و با تجربه ي فکري که از پيشينيان به آن‌ها رسيده، به يک ايده هايي مي‌رسند که در خیلی موارد ریشه‌‌های مشترکی دارد.

سینما کاملاً زنده است، بلکه دارد وارد یک عالم تازه ای می شود؛ یعنی جدای از نشانه های عالم جدید، اصلاً کارکردها و نفوذ و تأثیر سینما دارد خیلی گسترده تر و عمیق تر می شود. الآن جایگاه سینما با موقعیت گذشته خود کاملاً متفاوت است؛ حالا مهمترین پیام های سیاسی، اجتماعی، مهمترین ایده های شخصی و خانوادگی، نه تنها در سینما، که در سریال های تلویزیونی هم دیده می شود.

فیلم «اسب جنگی» که دارد یک الگوی تازه ای برای دنیا و انسان بدون مرز و شهروند جهانی در برابر یک انسان منطقه ای مطرح می کند و این هشدار را به خود آمریکا بعنوان قدرت اول می دهد که اگر حق دیگران را به رسمیت نشناسی و تنها در چارچوب خودت حرکت کنی، هیچگاه به هدف نمی رسی و همواره یک قدرت متزلزل شکننده خواهی داشت.


(نصویری از اسب کارزار، فیلم استیون اسپیلبرگ)

حالا من امسال منتظر فیلم‌های تازه‌ای هستم که ساخته شده مثل «لینکن» اسپیلبرگ و «بینوایان» تام هوپر که هنوز نسخه‌ای از این آثار به دست ما نرسیده، ولی من به شدت منتظر آنها هستم. نه به عنوان یک عاشق سینما فقط، بلکه از این جهت که این فیلم ها قرارست الگوی تازه ای برای همنشینی و اداره جهان عرضه کنند.
 
 متن کامل گفتگو را در اينجا بخوانید:


 

 

فرستنده: بامشاد
 

Delicious Delicious
دوشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۱ لينک دائمي


نظر یک کاربر سایت کافه سینما

در باره سخنان اخیر گلشیفته فراهانی
 



چیز عجیب و غریبی در این مصاحبه گفته نشده که چنین تیتر زده اید! البته اظهار شگفتی و علامت تعجب های سایتی چون فردا که طبیعی ست.

 احسان
20 شهریور 1391

نقل قول بابک:
 


    ببخشید، حرفی که او درباره ی لیلا حاتمی زده کجایش دروغ است؟
لیلا بازیگر درجه یکی ست و به ۴ زبان می تواند صحبت کند. او پس از درخشش جدایی... باید در سینمای دنیا فعال شود. اما چرا نمی شود؟ چون بابت محدودیت هایی که خوب می شناسیمشان امکان حضور در پروژه های بین المللی را که حقش است ندارد. حق لیلا جهانی بودن است. این چیزی ست که همه مان می دانیم. حالا اگر اینرا گلشیفته بگوید دروغ و توهین است؟!

    این دلخوریِ گلشیفته از فرهادی و مانی حقیقی هم یادم هست که در مصاحبه اش در تابستان ۸۷ و پیش از مهاجرت هم بود. همیشه می گفت فرهادی خیلی سختگیر بود و اندکی آزارم داد و از مانی حقیقی هم بابت آن سیلی عصبانی بود. خب، حالا اگر الان همان حرف ها را بزند چون اینبار در ایران نیست یعنی توهین کرده است؟ باید از هر کوچک ترین حرفش برای نفرت سازی از او بهره ببریم؟ حتی با تاکیدسازی از "توهین به فرهادی"؟ حال آنکه همین سایت "فردا" خود از بزرگ ترین فحاشان به فرهادی و فیلم هایش است و حالا دایه ی مهربان تر از مادر شده تا با استفاده از محبوبیت فرهادی، ماهی اش را بگیرد! به قول خودش او با فرهادی دوست است اما امکان دیدن همدیگر را ندارند.



    منظور فراهانی از اینکه در سینمای ایران مثل سگ و برده با تو رفتار می کنند هم که آشکار است. این چیزی ست که هم خودش و هم تمام ستارگان سینمای ایران می دانند. که کار کردن در این سینما با این امکانات محدود که هر لحظه جانت در خطر است، مثل بردگی ست! هنوز کسی آن ماجرایی که برای پگاه آهنگرانی و یا ترانه علیدوستی پیش آمد و می توانست به مرگ منجر شود را فراموش نکرده. در سینمای ایران بابت تولید ضعیف و بسیار ابتدایی، همواره جان عوامل فیلم در خطر است. این حقیقت آشکار کجایش توهین به این سینمای مبارکمان است؟ سینمایی که همین دوستانِ "فردا" می خواستند درش را ببندند حالا از نظر اینان مورد توهین قرار گرفته؟ ! تمام اینها تنها برای آنست که سینماگران را در ایران بر ضد او بسیج نمود و احیانا چهار تا مصاحبه بر ضدش از آنان گرفت؟ محتوای حرف های گلشیفته درست است و نسبت به قبل هم تغییری نکرده. فقط اندکی واژگانش تند و تیزتر شده که خب طبیعی است.

    حرف های گلشیفته درباره ی آنکه مردم الان از چند سال پیش بیشتر او را دوست دارند هم خب تحلیل خود اوست. چه نیازی به اینهمه علامت تعجب؟ اما اگر نظر مرا می خواهید بدانید، باید بگویم گلشیفته پیش از مهاجرت با دو دسته مخاطب رو به رو بود : آنهایی که او را دوست داشتند و آنهایی که احساس خاصی به او نداشتند. الان اما با دو دسته مخاطب رو به روست : آنهایی که بیش از پیش او را دوست دارند و عده ای که بشدت از او متنفرند. که البته بابت اتفاقات اخیر ممکن است جای خیلی از این مخاطبان با هم عوض شده باشد. یعنی آن کسی که چند سال پیش احساس خاصی به او نداشت، حالا بابت حمایت از اقدامات او(که تبدیل به یک نوع مانفست فرهنگی - سیاسی شده) هوادارش شده و آن کسی که چند سال پیش هوادارش بوده، حالا بخاطر مخالفت با حرکت های او، از او بیزار شده! هر دو هم سپر ایدئولوژیک برای خود دارند. البته این وسط ممکن است برخی هم عقایدشان مثل گذشته باشد و تغییر نکرده باشند. هم کار سایت "فردا" که جلوی حرف های فراهانی چندین علامت تعجب می گذارد - که در دستور زبان فارسی اشتباه است -(که یعنی مردم ایران همگی از تو متنفرند و تو متوهمی) غلط است و هم رفتار گلشیفته که باورمند است که مردم بسیار بیش از پیش هوادارش هستند. همه از طرف مردم حرف می زنند. حال آنکه مشاهدات من در این مدت می گوید که موافقان و مخالفان گلشیفته ی این ماه ها حقیقتا هر دو بسیار زیادند و همگی هم جزوی از این ملت هستند.... نه تنها مخالفها.... یا موافق ها.
    بعد هم اینکه شهر به قول بیلی وایلدر عشق - پاریس - توسط نویسنده ی سایت فردا شهر "بی قید و بندی" نامیده می شود، نیازی به پاسخ دادن دارد؟!


ممنون زحمت منو کم کردی و هـر چی می خواستم بگم خیلی فصیح گفتی. فقط می مونه یه نکته: با خوندن این مقاله پر از علامت تعجب در این سایت پرطرفدار سینمایی و خوندن کامنت هـای توهـین آمیز مخاطبین سایت که قاعدتأ باید آدم هـای فرهـنگی تر جامعه باشند از ایرانی بودنم خجالت کشیدم، حتی بیشتر از وقتی که گلشیفته رو در اون وضعیت دیدم. واقعأ استحقاق اونچه به سرمون میاد رو داریم.

ترجمه کامل متن مصاحبه گاردین با گلشیفته را در این آدرس بخوانید

 

فرستنده: بامشاد
 

Delicious Delicious
چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۱ لينک دائمي
ابراهيم مرادی صنعت سينما در شهر انزلی از ديروز تا امروز
منبع: ایرنا

حدود ‪  ۸۰‬سال پيش يعني زماني كه حتي در بسياري از كشورها سينما رواج چندانی نداشت در شهر كوچك بندر انزلی استوديو فيلمسازي به نام " جهان نما " تاسيس شده بود.

ابراهيم مرادی موسس اين استوديو سال ‪ ۱۳۱۰‬دومين فيلم تاريخ سينماي ايران " انتقام برادر " را ساخت .


مرادي به آثار رمانتيك اروپايي و آمريكايي علاقه داشت و پس از فيلم انتقام برادر فيلم "
بوالهوس " را در سال ‪ ۱۳۱۳‬ساخت كه همزمان با فيلم "حاجي‌آقا آكتور سينما" ی آوانس اوگانيانس روي پرده آمد.

ابراهيم مرادی در سال ۱۳۳۸ ‪ فيلم ديگرش" گوهر لكه دار " را ساخت.



ابراهيم مرادی

پس از آن انزلي لوكيشن ( مكان ) بسياري از فيلم‌هاي آن زمان شد چرا كه شهري زيبا و توريستي بود و جذابيت‌هاي بصري بسيار داشت.
در كنار فيلم‌هاي بلند آن زمان ساخت فيلم كوتاه نيز رايج شد و شايد يكي از دلايل روي آوردن فيلمسازان به ساخت فيلم كوتاه گرانی سينما بود.

در سال ‪ ۱۳۵۴‬دفتر انجمن سينماي جوان با حضور "جعفر ذهني" افتتاح شد كه همزمان حسن بهرام زاده، ناصر نيك كار، جلال راستجو، فريدون بحرپيما و حميد اسلامي نيز به اين انجمن اضافه شدند.



از جمله فيلم‌هاي آن زمان به "خاتون ‪ " ۵۴‬مي‌توان اشاره كرد كه پس از برگزيده شدن در جشنواره استاني به جشنواره كشوري در تهران راه يافت.

در سال ‪ ۱۳۶۵‬كانون فيلم انزلي، به همت فرهاد مهرانفر، عليرضا غارورياني، عادل بيابانگرد جوان، فرزام امين صالحي، حسن بهرام زاده و الله كرم رضايي به قصد آموزش فيلم و بالا بردن سطح ديد افراد تاسيس شد و سال‌هاي ‪ ۶۷‬تا ‪ ۷۱‬بيشتر به نمايش فيلم و شب فيلم گذشت.

بخشي از جداشدگان از كانون فيلم با دعوت از بزرگاني نظير: عباس كيارستمي، بهرام بيضايي، مجيد مجيدي و مرحوم علي حاتمي به فعاليت‌هاي خود غنا بخشيدند. از سال ‪ ۱۳۷۶‬نيز انجمن سينماي جوان انزلي نيز راه‌اندازي شد كه تا كنون به كار خود ادامه مي‌دهد.



در طول اين سال‌ها هنرمنداني همچون رضا بهرامي نژاد، پيمان نهان قدرتي، الله كرم رضايي، كوروش فرزانگان، علي حاجي پور و زهره زماني براي اين شهرستان افتخار آفريني كردند. كانون فيلم و مركز گسترش سينماي تجربي در انزلي با فعاليت و توان بالاي خود فيلمسازان پرشوري را به جامعه هنري شهرستان، استان و كشور معرفي كرد كه فرهاد مهرانفر، عليرضا غارورياني و حسن بهرام زاده از آن جمله‌اند.

فريدون بحرپيما، از مدرسان انجمن سينماي جوان در انزلي نبود حامي را بزرگترين مشكل فعلي هنرمندان در انزلي مي‌داند. وجود شش سينما در سالهاي گذشته در شهر كوچك انزلي نشان از علاقه مردم اين شهرستان به فيلم و سينما دارد. گرچه اكنون از اين شش سينما تنها يك سينما فعال و يكي در دست تعمير و بازسازي قرار دارد.


گیلانیکا

***
ابراهيم مرادی يكي از سه چهار هنرمندي است كه سينماي ايران با نام آنها آغاز مي شود. هنگامي كه آوانس اوگانيانس آگهي هاي «مدرسه آرتيستي سينما»‌ را در روزنامه هاي كثيرالانتشار سال 1309 چاپ مي كرد، مرادي 23 سال داشت (تولد 1286، بندرانزلي). در دوره اول فيلمسازي (16 ـ 1309) كه سينماي ايران «قدم آهسته» مي رفت، مرادي در صف گروه كم شمار اما پرذوق فعالان سينما قرار داشت. از مجموع 9 فيلم اين دوره، دو فيلم ساخته اوست: انتقام برادر (1311) و بوالهوس (1313).

 

فرستنده: اردوان
 

Delicious Delicious
سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۱ لينک دائمي

ايران سرای من است سرانجام پس از ۱۳ سال می‌آید

فيلم سينمايي «ايران سراي من است» به كارگرداني پرويز كيمياوي، پس از ۱۳ سال در ايران اكران عمومي مي‌شود.


رامين رحيمي كه قصد دارد فيلم «ایران سرای من است» را در ايران روي پرده ببرد، در گفت‌وگو با «ايلنا» افزود: با پرويز کيمیاوی و بنیاد سینمایی فارابی که مالکان معنوی و مادی فیلم هستند، گفت‌وگو کردم و علاقه‌مندی براي اکران اين فيلم وجود داشت. تا امروز نيز توافقات لازم انجام شده و اين فيلم در سال ۹۱ اكران مي‌شود.

كيمياوي فيلم «ایران سرای من است» را سال ۷۷ با حضور هنرمنداني همچون بهزاد خدا ويسی‏، سعيد پورصميمی‏، پرويز شاهين خو، مهدی فقيه و معصومه اسكندری كارگرداني كرده است.




داستان فيلم «ایران سرای من است» درباره سهراب، نويسنده جوان كرماني است كه در تدارك تاليف كتابي درباره تاريخ شعر كهن ايران است و براي دريافت مجوز چاپ كتابش در راه تهران در كوير گم مي‌شود.

سهراب در راه با شخصيت‌هاي عجيبي آشنا مي‌شود و شاعران قديمي دربرابر او ظاهر مي‌شوند. عاقبت از طريق قنات‌هاي خشك كوير از راهروهاي متروي تهران سر درمي‌آورد.

مصائب اکران فیلم‌ پرویز کیمیاوی در ایران

سرنوشت اکران فیلم «ایران سرای من است» به کجا کشید؟

رامين رحيمي: ما بیش از یک سال است که برای اکران فیلم «ایران سرای من است»، ساخته پرویز کیمیایی، داریم تلاش می‌کنیم. در حال مذاکراتی با خانواده آقای سرهنگی، تهیه‌کننده فقید فیلم و بنیاد سینمایی فارابی به عنوان مالکان فیلم هستیم تا آخرین فیلم این فیلمساز بزرگ ایرانی را به نمایش بگذاریم.

‌نتیجه این مذاکرات چه بوده است؟

رامين رحيمي: بنیاد سینمایی فارابی علاقه‌مند است که این فیلم اکران شود اما خانواده آقای سرهنگی فعلا موافقت خود را اعلام نکرده است و شخصا امیدواریم خانواده ایشان، با اکران فیلم پرویز کیمیاوی موافقت کند و آرزو می‌کنم که فیلم این فیلمساز مطرح ایرانی برای مخاطب ایرانی به نمایش درآید.

خود آقای کیمیاوی شخصا علاقه‌مند است فیلمش که ثمره سال‌ها زحمت است، به نمایش درآید و چون در ایران زندگی نمی‌کند بازتاب مخاطب و نسل جدید در ایران را ببیند چون نسل پس از انقلاب هیچ فیلمی از پرویز کیمیاوی را روی پرده سینما ندیده است.

رامین رحیمی که به عنوان پخش‌کننده آثار کیارستمی در ایران شناخته شده است، سال گذشته توانست فیلم شیرین را در سینماها اکران کند. او قصد دارد دیگر آثار کیارستمی را نیز برای اکران در سینماها آماده کند. -- بهــــــــار نيوز

 

فرستنده: ارسلان
 

Delicious Delicious
دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۰ لينک دائمي

دزد بغداد (۱۹۴۰) (دوبله)

کارگردان: لودويگ برگر، مايکل پاول

فيلمنامه: لاجوس بيرو، ميلس مالسون

مدير فيلمبرداري: جورج پرينال

موسيقي: ميکلوس روسزا

بازيگران: کونراد ويت، سابو،
جان جاستين، جون دوپرز

 

 

خلاصه داستان:

شاهزاده احمد شاه واقعی و بر حق بغداد است اما او کور شده است و به عنوان گدا از دربارش رانده شده . حالا که اسیر وزير اعظم ستمگر خواجه جعفر شده به سیاه چال انداخته می شود. در آنجا با ابو، کارکشته ترين دزد بغداد آشنا می شود. آنها با هم فرار می کنند و اين سرآغاز مجموعه ای از ماجراهايی می شود چون جن در بطری، گوهر جهان بين، قاليچه پرنده، يک شاهزاده خانم زيبا...

 

فرستنده: علی روس
 

Delicious Delicious
دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۰ لينک دائمي
آلن روبگریه ، بنیانگذار رمان نو در فرانسهآلن روبگريه ، بنیانگذار رمان نو در فرانسه

 «جهان نه با معنا است و نه بی معنا، فقط هست.»


آلن ربگریه
(۱۸ اوت ۱۹۲۲ - ۱۸ فوریه ۲۰۰۸) Alain Robbe-Grillet یکی از مهم‌ترین چهره‌های جنبش ادبی و هنری رمان نو یا موج نو بود که در دهه ۱۹۶۰ هیاهوی بسیاری به پا کرد. ربگریه از نظر فکری به فلاسفه المانی به ویژه هایدگر و سبک داستان پردازی کافکا گرایش داشت و دیدگاه او با تفاوت قائل شدن میان واقعیت و رئالیسم، به این معنا که درک رئالیستی واقعیت نمی‌تواند تمامی آنرا بیان کند، بسیار نزدیک به جریان فلسفی پست مدرنیسم می‌شد که در همان زمان در فرانسه پا گرفته بود.

رولان بارت از برجسته‌ترین شارحان پست مدرنیسم به ویژه در حوزه هنر و ادبیات همواره به طرز اغراق آمیزی داستان‌های آلن ربگریه را تحسین می‌کرد.
ربگریه به شدت از توصیفات رئالیستی مبتنی بر راوی دانای کل، آن چنان که در آثار بالزاک به چشم می‌آید پرهیز می‌کرد و با توصیف عینی جزئیات و خودداری از به کارگیری صفت به گوستاو فلوبر نزدیک می‌شد.



بشنويد:


روش او در بهره گیری از تلفیق رویا و واقعیت و در هم ریختن خط طولی زمان، داستان‌های مارسل پروست را به یاد می‌آورد. «روبگریه» علاوه بر آن که نویسنده ای متبحر بود، در دنیای فیلم نیز فعال بود، او ابتدا به عنوان فیلمنامه نویس و سپس به عنوان کارگردان در هنر هفتم حضور یافت. «پاک کن ها» معروفترین و اولین رمان اوست که در سال ۱۹۵۳ منتشر شد و داستان قاتلی است که توسط یک کارآگاه که مأمور تحقیق درباره او بود، به قتل می رسد.

او در سری مقاله های خود در اوایل دهه ۶۰، ایده «رمان نو» را مطرح کرد، که بر اساس آن، با غیرضروری دانستن طرح داستان، وقایع نگاری و داستان سرایی، اهمیت بیشتر را به مفعول داستان می داد؛ نه فعل و عمل انسانی. در سال ۱۹۵۸، رمان «حسادت» را نوشت که روزنامه نیویورک تایمز، آن را یک «شاهکار فنی و بدون نقص» نامید.

 روبگریه به لذت مخاطب از داستان فکر می کرد... آلن روبگریه از اولین کسانی بود که روش رمان نو را بنیان گذاشت و از نویسندگانی بود که به لذت خواننده فکر می کرد.
روبگریه به همراه ناتالی ساروت از اولین کسانی بودند که روش رمان نو را پایه گذاری کردند. ساروت با نوشتن کتابی با عنوان «گرایشها»، روش رمان نو را تشریح کرد. روبگریه نیز با نگاشتن اثر «برای رمانی نو» که شامل مجموعه مقالاتی درباره این روش بود، در این زمینه گامهای اساسی برداشت. -- پرویز شهدی (مترجم)


روبگریه در این کتاب در مقالاتی، روش رمان نو را تشریح کرد. بدون این که این روش مکتبی داشته باشد، یک سری از نویسندگان فرانسه از جمله روب گریه، ناتالی ساروت، کلود سیمون و... با این روش آثارشان را نوشتند. تفاوت کار آنها در این بود که در مکاتب قبلی مانند کلاسیسم و رومانتیسم، نویسنده است که همه کارها را انجام می دهد؛ قالب، زمان، مکان و شخصیتها را انتخاب و در چارچوبی پیاده می کند و به خواننده می دهد و خواننده می شود یک موجود منفعل و بدون هیچ لذتی. اما این گروه می گفتند خواننده را بدون لذت گذاشتن درست نیست؛ زیرا نویسنده برای خواننده می نویسد. درواقع او هدف اصلی است و نمی توان خواننده را که انسان هوشمندی است، کنار گذاشت و داستان را مانند لقمه جویده در دهان او گذاشت تا قورت دهد. -- پرویز شهدی (مترجم)


Alain Robbe-Grillet به باور مترجم «جن» و «پاک کن ها» - از آثار روبگریه:

نویسندگان رمان نو معتقد بودند خواننده را باید در کتاب شرکت دهند، یک سری اطلاعات در اختیار خواننده بگذارند و از دیدهای مختلف آن را ببینند. آنها خواننده را در داستان آوردند تا او بتواند با داده ها به شکلی که می خواهد، داستان را خاتمه بدهد.

پرويز شهدی همچنین معتقد است که در این روش، خواننده بنا به ذوق و سلیقه خود می تواند چیز خاصی را به وجود آورد. آنها این آزادی عمل را برای خواننده گذاشتند و نام این روش با عنوان رمان نو لقب گرفت. البته این مسأله پیچیدگیهای زیادی دارد. او یکی دیگر از روشهای رمان نو را توجه به مسأله ذهنی و ابعاد بی نهایت آن می داند: امور ذهنی ابعاد بی نهایتی دارد. در زندگی فیزیکی یا جسمانی یک سری مسائل هستند که مشخص اند؛ اما در ذهن فرد این گونه نیستند. این گروه روی مسأله ذهنیات توجه ویژه ای داشتند. آنها عینیات را به شکل اشیا جلوه می دهند. درست است که اشیا بی جان هستند؛ اما این در دست ماست که چه شکلی به آنها بدهیم.


این مترجم با اشاره به رمان «پاک کن ها» اثر روبگریه می گويد : ما در این رمان، توجه به اشیا را به خوبی می بینیم. ممکن است شخصی با دیدن یک تابلو، صندلی و... به یاد خیلی چیزهای دیگر بیفتد. درواقع در کتاب «پاک کن ها» نیز همین موضوع را به وضوح می بینیم که از چیز کوچکی مانند «پاک کن» به جاها و مسائل تازه تری می رسیم. 

«روبگریه» در عرصه سینما نیز فعالیت چشم گیری داشت، که از جمله فیلمهای او به «فناناپذیر» (۱۹۶۳) و «مردی که دروغ می گوید» (۱۹۶۸) می توان اشاره کرد. آخرین رمان «روبگریه» با عنوان «یک رمان احساسی» به چاپ رسید. او در زمان حیات، نشان لژیون دونور فرانسه را دریافت کرد و از سوی آکادمی فرانسه، به عنوان یکی از ۴۰ شخصیت جاودانه انتخاب شد. 

او در فاصله سال‌های ۱۹۶۴- ۱۹۶۱ فیلمنامه «سال گذشته در مارین باد» را نوشت که به وسیله آلن رنه ساخته شد و جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز را از آن خود کرد. کارگردانی فیلم «قطار سریع‌السیر اروپا» با شرکت ژان لویس ترن تینان  که با استقبال فراوانی روبه رو شد و همچنین دو فیلم «لغزش تدریجی لذت» و «بازی با آتش» از دیگر فعالیت‌های سینمایی آلن رب گری یه به حساب می‌آید.

 منابع:
ويکيپديا و آفتاب 
 

فرستنده: بامشاد
 

Delicious Delicious

186 خبر در ۱۹ صفحه وجود دارد که شما صفحه ۵ را مشاهده مي کنيد. پنجشنبه ۶ آبان 1400

صفحه :  << قبلی  1  2  3  4  5 6  7  8  9  10  11  12  13  14  15  16  17  18  19      صفحه :  بعدی  >>