وب لاگ فارسی فيلم دوستان 

«پابلو نرودا، شاعر عاشقانه ها و حماسه ها»

شرقی غمگين – سهيل توکلی
۸۴ خبر در ۹ صفحه وجود دارد که شما صفحه ۳ را مشاهده مي کنيد. جمعه ۱۹ شهريور ۱۳۸۹
◄ بازنگاری تاريخ انديشه در دوره رضا شاه 
سه شنبه ۲۲ تير ۱۳۸۹ لينک دائمي

◄ بازنگری تاريخ انديشه در دوره رضا شاه

فایل حاضر متن سخنرانی مهرزاد بروجردی، استاد دانشگاه سیراکیوز نیویورک با عنوان بازنگری تاريخ انديشه در دوره رضا شاه است که توسط مرکز بررسی و مطالعات خاورنزديک دانشگاه يو سی ال ای (تالار داد، ۱۲۱) در تاریخ يکشنبه ۱۸ فوريه ۲۰۰۷ برگزار شد.

● منبع: آرشيو اينترنت 
● سخنران: مهرزاد بروجردی
● محل: دانشگاه يو سی ال ای 

 

 

فرستنده: سهراب
 

پوری بنايی پس از سی سال سکوت 
سه شنبه ۲۲ تير ۱۳۸۹ لينک دائمي
◄پوری بنايی پس از سی سال سکوت

خداحافظ سینما

 ۱۸ تیر ۱۳۸۹

سال‌های دهه چهل بود و سینمای فیلم فارسی در اوج موفقیت. هنوز از بحران‌های دهه پنجاه خبری نبود. نه از سانسور سیاسی فیلم‌های متفاوت ایرانی، نه از وفورفیلم‌های آمریکایی و ایتالیایی، تا بازار فروش کپی‌های دست چندم وطنی را مختل کند.

بازار فیلم فارسی رونق داشت اما از درون آن سینمای دیگری سر بر می‌کشید. هنرپیشه‌ها سعی می‌کردند از فضای فیلم‌های آبگوشتی بیرون بیایند و سطح خود را ارتقاء بخشند. سینمای فارسی کوشش خود را در راه اعتلای هنر هفتم به خرج می‌داد. سناریو، فیلمبرداری، بازیگری و کارگردانی همه و همه در حال دگرگون شدن بود. طبعا در این کوشش عده زیادی موفق شدند و گروهی درجا زدند. پوری بنائی یکی از هنرپیشگانی بود که موفق شد سطح کار خود را بالا ببرد...

با آغازانقلاب، بسیاری از بازیگران سینمایی راهی دیار فرنگ شدند، اما پوری بنائی که بازی‌اش در سال‌های قبل از انقلاب چنان بود که می‌توانست پایش بایستد، در ایران ماند و به زندگی‌اش در تهران ادامه داد.


او پس از سی سال سکوت، در مراسم بزرگداشت پروین  سلیمانی در خانه سینما لب به سخن گشود و گفت این خانه سینما، متعلق به آن‌ها ـ بازیگران قبل از انقلاب ـ نیست. پوری بنائی که یکی از معروف‌ترین نقش‌هایش، در فیلم خداحافظ تهران ساموئل خاچیکیان در کنار بهروز وثوقی بود، هرگز با تهران خداحافظی نکرد. او هنوز در تهران کار و زندگی می‌کند و از کمک به دیگران و از کارهای خیریه باز نمی‌ایستد...  ادامه مطلب در سايت جديدآنلاين

 

 

فرستنده: بامشاد
 

نشانه شناسی سینما و ادبیات 
پنجشنبه ۱۷ تير ۱۳۸۹ لينک دائمي

◄ نشانه شناسی سینما و ادبیات

فایل حاضر متن سخنرانی حسين پاينده با عنوان نشانه شناسی سینما و ادبیات است که در نشست تعامل سینما و ادبیات (سومین نشست سخن ماه کانون ادبیات ایران) در خانه هنرمندان ایران (تالار ناصری) در تاریخ پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳۸۷ ایراد شده است.
 

● منبع: باشگاه اندیشه
● سخنران: حسین پاينده
● خبرنگار: سعید  بابایی


 

فرستنده: سهراب
 

«ایران درودی، نقاش لحظه‌های اثیری» 
دوشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۹ لينک دائمي
ایران درودی
فايل صوتی را بشنويد
ایران درودی
، نقاش لحظه‌های اثیری

خداحافظ پاریس

ايرج اديب‌زاده 

یکشنبه‌ی گذشته فیلم مستندی با نام «ایران درودی، نقاش لحظه‌های اثیری»، به تهیه‌کنندگی و کارگردانی دکتر بهمن مقصودلو در پاریس به نمایش درآمد.

ايران درودی  
متولد
۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در نيشابور، یکی از هنرمندان صاحب‌نام هنر معاصر کشور ایران است. وی در گفت‌وگویی ویژه با زمانه که به‌مناسبت نمایش فیلمی مستند درباره‌ی زندگی شخصی و هنری وی انجام شده، می‌گوید که برای آخرین بار با پاریس بدرود می‌گوید؛ شهری که ۵۳ سال از زندگی هنری او، تحصیلات، خلق تابلوهای ماندگار، دوستی و معاشرت با بزرگان ادب و هنر این سرزمین را در برمی‌گیرد. او برای همیشه به ایران می‌رود.

خانم درودی همچنین کارگردان و تهیه‌کننده چند فیلم مستند و کوتاه برای تلویزیون بوده‌است. درودی در ۱۹۷۰ به درخواست دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به تدریس تاریخ هنر در این دانشگاه پرداخت.


در سال‌های دهه چهل خورشیدی در شهرهای مختلف اروپا آثار خود را در گالری‌های مختلف به نمایش گذاشت و سپس به آمریکا رفت. در آمریکا با پرویز مقدسی کارگردان تآتر و سینما آشنا شد و با یک‌دیگر ازدواج کردند. هر چند دوران زندگی مشترک این دو طولانی نبود و با مرگ زود هنگام مقدسی به پایان رسید اما تاثیر بسیار عمیقی بر درودی گذاشت و او دیگر هرگز ازدواج نکرد.

ایران درودی تا کنون در بیش از ۴۳ نمایش‌گاه آثار خود را به دید عموم گذاشته است و با نوشتن کتاب «در فاصلهٔ دو نقطه» به نویسندگی نیز روی آورده است.

سبک

برخی از منتقدین معتقدند که سبک وی در نقاشی به پیروی از مکتب فراواقع‌گرایی (سورئالیسم) است. مناظر غالب در آثار درودی بیشتر حاشیه کویر و گلهایی‌ست خاص با دیوارهایی شیشه‌ای و افق که به آثار وی فضایی خاص و عمیق بخشیده است.

 


ادبیات و سینما

احمد شاملو
در ۱۴ اسفند ۱۳۵۱ شعری سروده است به‌نام اشارتی. این شعر به ایران درودی اهدا شده است و در مجموعه ابراهیم در آتش منتشر شد. این شعر که به نقاشی می‌پردازد در کتابی که از آثار درودی منتشر شد به عنوان مقدمه آمده است. شاملو در بخش پایانی شعر می‌سراید:

تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم
    و آن نگفتیم

                که به کار آید،

    چرا که تنها یک سخن

                    یک سخن در میانه نبود:

    آزادی!
    مانگفتیم
    تو تصویرش کن!
 

 

فرستنده: شباهنگ
 

تاثیر ساختاری سینما و ادبیات بر یکدیگر 
دوشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۹ لينک دائمي

◄ تاثیر ساختاری سینما و ادبیات بر یکدیگر

فایل حاضر سخنرانی مجید حسینی زاد با عنوان تاثیر ساختاری سینما و ادبیات بر یکدیگر می باشد که در نشست تعامل سینما و ادبیات (سومین نشست سخن ماه کانون ادبیات ایران) در خانه هنرمندان ایران (تالار ناصری) در تاریخ پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳۸۷ ایراد شده است.
 

● منبع: باشگاه اندیشه
● سخنران: مجید  حسینی زاد
● خبرنگار: سعید  بابایی


 

فرستنده: سهراب
 

فيلم سينمايی: حيران 
جمعه ۱۱ تير ۱۳۸۹ لينک دائمي

فيلم سينمايی: حيران

کارگردان:
شالیزه عارف پور
فيلمنامه:
شالیزه عارف پور و
نغمه ثمینی

سال توليد: ۱۳۸۷
ژانر:
 درام

بازیگران: باران کوثری، مهرداد صدیق یان، خسرو شکیبایی، فرهاد اصلانی، ژاله صامتی، فوژان عارفپور، محسن مکاری، پارسا مکاری، احمد یاوری شاد 

خلاصه داستان:
دختر نوجوانی به نام ماهی كه عزيز دردانه پدرش است در مسير مدرسه با حيران كه اهل افغانستان است و در ايران دانشجوست برخورد می نمايد و اين برخورد باعث ميشود كه مسير زندگی ماهی به كلی تغيير كند...



 

 

فرستنده: شباهنگ
 

رابطه سينما و ادبيات در ايران 
جمعه ۱۱ تير ۱۳۸۹ لينک دائمي

◄ رابطه سينما و ادبيات در ايران

فایل حاضر سخنرانی زاون فوکاسیان با عنوان رابطه سینما و ادبیات در ایران می باشد که در نشست تعامل سینما و ادبیات (سومین نشست سخن ماه کانون ادبیات ایران) در خانه هنرمندان ایران (تالار ناصری) در تاریخ پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳۸۷ ایراد شده است.
 
● سخنران: زاون  فوکاسیان
● خبرنگار: سعید  بابایی
● منبع: باشگاه اندیشه
 




 

فرستنده: بامشاد
 

نگاهی به نئورئالیسم سینمای ایتالیا 
پنجشنبه ۱۰ تير ۱۳۸۹ لينک دائمي

نگاهی به نئورئالیسم سینمای ایتالیا

روزگار نمایش مردم ناقهرمان

برگردان از زهرا نی چین 

نئورئالیسم ایتالیایی

نئورئالیسم ایتالیایی را با روایت‌هایی می‌شناسند که در میان طبقه ی فقیر و کارگر روی می دهد و افرادی که در لوکیشن‌ها حضور دارند اغلب بازیگرهایی غیرحرفه ای هستند. فیلم‌های نئورئالیست ایتالیایی بیشتر نوعی انتقاد از وضعیت اقتصادی و اخلاقی دشوار ایتالیا پس از جنگ جهانی دوم است که تغییرات روحی- روانی و شرایط زندگی روزانه را منعکس می‌کند: فلاکت و بیچارگی.

گسترش این سبک

سبک نئورئالیست طی یک دوره نقد سینمایی توسعه یافت که در مجله ی “سینما” چاپ می‌شد و از جمله‌ی منتقدان می‌توان چنین نام برد: میکل آنجلو آنتونیونی، لوکینو ویسکونتی، جیانی پوچینی، سزار زاواتینی، جوزپه دسانتیس، پیترو اینگرائو.
منتقدان که تا حد زیادی از نوشتن درمورد مسائل سیاسی منع شده بودند (سردبیر مجله کسی نبود جز ویتوریو موسولینی پسر بنیتو موسولینی) به فیلم‌های تلفونو بیانکو (تلفن سفيد) که در آن زمان صنعت فیلم‌سازی را در دست داشت حمله کردند. برخی از منتقدان به مقابله با کیفیت ضعیف فیلم‌های در جریان اصلی پرداختند و احساس می‌کردند سینمای ایتالیا باید به نویسندگان رئالیست آغاز قرن روی بیاورد.

نئورئالیست ها بسیار تحت تاثیر رئالیسم شاعرانه ی فرانسه بودند. هم آنتونیونی و هم ویسکونتی به خوبی با ژان رنوار کار کرده بودند. بعلاوه بسیاری از فیلم سازان نئورئالیستی با کار بر فیلم های “کالیگرافیستی” مهارت‌های خود را بهبود بخشیدند.

عناصر نئورئالیسم را همچنین در فیلم های الساندرو بلاسیتی و فیلم های مستندگونه ی فرانسیسکو دو روبرتیس می توان یافت. دو اثر پیشرو برجسته ی نئورئالیسم “تونی” ( اثر رنیور ۱۹۳۵) و “۱۸۶۰″ (اثر بلاستی، ۱۹۳۴) هستند... ادامه مطلب 

**********

اعتقاد نئورئالیست ها آن بود که هدف سینما، ارج نهادن بر "روزمرگی" رویدادها است. آنان می خواستند جزئیات مشخصی را آشکار کنند که همیشه وجود داشته ولی قبلآ هیچگاه مورد توجه قرار نگرفته اند. به بیان کراکائر باید گفت که آنان می خواستند واقعیت مادی را بازیابی کنند. از همه بالاتر، این فیلمسازان بر وقار ذاتی روح انسان تکیه می کردند، که حتی در بی اهمیت ترین (جزیی ترین) موقعیت ها هم خودش را نشان می دهد. این فیلم ها عمومآ چنان از لحاظ "محتوا" ساده هستند که توصیف لفظی یا ادبیشان باعث می شود تا حتی پیش و پا افتاده به نظر برسند.



دزد دوچرخه
دسیکا، که شاید بهترین شان باشد، تلاش های مرد فقیری را برای پیدا کردن دوچرخه دزدیده شده اش، که او برای حفظ شغلش به آن نیاز مبرم دارد، نشان می دهد. جستجوی مرد در حالی که به همراه پسر بچه ی دوست داشتنی اش تمام شهر را در می نوردد به گونه ای دم افزون جنون آمیز تر می شود. بعد از یک رشته جستجو های بیهوده و دلسرد کننده، سرانجام پدر و پسر رد یکی از دزدها را پیدا می کنند ولی او زرنگ تر از پسر است و کاری می کند تا او جلوی پسرش مورد تحقیر قرار بگیرد. پدر که بدون دوچرخه وسیله ی معاش خود را از دست می دهد، در نومیدی کشیک می کشد تا دوچرخه ی دیگری را بدزدد، ولی دستگیرش می کنند و دوباره به نحو بی رحمانه ای جلو چشم جمعیتی که پسرک دیر باورش هم در میانش است تحقیر می شود. پسرک با تمام گزندگی معصومیتی تباه شده ناگهان در می یابد که پدرش نه چهره ای قهرمانی که انسانی معمولی است که در نومیدی، تسلیم وسوسه ای تباه شده است.

این فیلم نیز همانند اکثر فیلم های نئورئالیستی، راه حل آشکاری ارائه نمی دهد. در صحنه ی پایانی فیلم پسر و پدر را می بینیم که کنار هم می روند، هر دو از شرم خاموش اند و به آرامی می گریند. دست پدر، کم و بیش به گونه ای نا محسوس، پسر را می جوید، و به سوی خانه می روند، تنها تسکین آنها در همدردی متقابل است.

دزد دوچرخه دستاورد سینمایی فوق العاده ای است. دو بازیگر اصلی اش آماتورهایی بودند که قبلآ هرگز بازی نکرده بودند. گفت و گو های ایتالیایی نه به لهجه ی استاندارد توسکانی بلکه به زبان و لهجه ای عامیانه و متعلق به طبقه ی کارگر بود که جنبه ی مستند گفت و گویی در گوشه ی خیابان را داشت. فیلم از لحاظ تکنیکی، محبوب و صریح است، از نماهای باشکوه "در یاد ماندنی" در فیلم خبری نیست، با این حال همین سادگی تصویر ها ست که ضربه موثر را وارد می آورد. سخن کوتاه، این فیلم به متعالی ترین آرمانهای جنبش نئورئالیسم تجسم می بخشد، زیرا با وفاداری دقیق به واقعیت روزمره و با انساندوستی پرشورش، فناناپذیری و شکوه روح بشری را برجسته می سازد. 

*  برگرفته از کتاب شناخت سینما اثر لوییس جانتی و ترجمه ی ایرج کریمی .

 

فرستنده: بامشاد
 

دلم گرفته از این افکار، نجاتم بده 
پنجشنبه ۱۰ تير ۱۳۸۹ لينک دائمي

فرید صلواتی

اول یک اصفهانی ؛
دوم یک وبلاگ نویس ؛
سوم یک روزنامه نگار ؛
چهارم یک فیلمساز؛

دلم گرفته از این افکار، نجاتم بده

متن: فرید صلواتی
آهنگ : هومن همامی

فایل صوتی را از اینجا بشنوید:


دلم گرفته از این افکار، نجاتم بده

از انسانهای ارزان قیمت، از تمام کسانی که کلاهشان برای سرشان گشاد است. از علمای بی دین، از عوام بی علم ، از هویت های پشت میز نشین، از مومنان بی نور، از روشنفکران بی ایمان، از متعصبین بی عقل ؛ از بله های اجباری، از هنرمندان بی تربیت، از طلبه هایی که طالب علم نیستند، از دانشجویانی که دانش جو نیستند، از زنان بی شعور و از مردان بی شرف. از تمام کرهایی که سمعکهایشان مارک مصلحت خورده، از مظلومیتی که فقط به مردم فلسطین ختم شده است و دیگر ملتها کشکند ؛ از آنها که وقتی مرگ آزادیخواهی را می بینند بی تفاوت از کنارش رد می شوند، از آنهایی که وقتی می شنوند وبلاگ نویسی در بند است فقط می گویند... ادامه مطلب

 

فرستنده: سهراب
 

به بهانه زادروز «سوزان هیوارد» 
لينک دائمي

به بهانه زادروز «سوزان هیوارد»

«از فقر تا اسکار»

چهارشنبه ۹ تير ۱۳۸۹
محبوبه / رادیو کوچه 


سی‌ام ژوین برابر با زادروز «سوزان هیوارد» بازیگر سینمای هالیود و دارنده چندین جایزه اسکار است. او در سال ۱۹۱۷ میلادی زاده شد و بازی او در فیلم «می‌خواهم زنده بمانم» بیاد ماندنی است، او در سال ۱۹۷۵ در گذشت.
سوزان هیوارد در سی‌ام ژوین سال ۱۹۱۷ میلادی در «بروکلین» آمریکا و در یک خانواده فقیر به دنیا آمد. پدرش کارگر حمل و نقل بود.


سوزان در مدرسه‌ایی دولتی در بروکلین تحصیل را شروع کرد و دوران دبیرستان خود را در رشته اقتصاد به پایان برد و به عنوان منشی مشغول به کار شد.
اما بعد از مدتی به مدل شدن برای عکاسان روی آورد، در سال ۱۹۳۷ و در آغاز جوانی و زیبایی به هالیوود رفت و در فیلم «هتل هالیوود» نقش کوتاهی بدست آورد او بازی در نقش‌های کوتاه را در کنار کارهای دیگر مثل اپراتوری تلفن تا سال ۱۹۳۸ ادامه داد تا آن‌که توانست در سال ۱۹۳۹ نقشی در فیلم «بوژست» و دو سال بعد در فیلم «در میان زنده‌ها» نقشی بدست آورد...

سوزان آخرین فیلم دراماتیک خود را با نام «انتقام جویان» را در سال ۱۹۷۲ بازی کرد و عاقبت در چهارده مارس سال ۱۹۷۵ و در سن ۵۶ سالگی پس از سه سال کشمکش با تومور مغزی، در «کالیفرنیا» در گذشت.

سوزان هیوارد بعد از رسیدن به شهرت گفته بود: «در دوران کودکی یاد گرفتم که زندگی میدان جنگ است خانواده و همسایه‌های ما همه فقیر بودند در آن موقع تنها زمانی که می‌توانستم از بدبختی زندگی دور شوم در فیلم‌ها بود. در آن زمان بود که تصمیم گرفتم بزرگ‌ترین هدفم پول درآوردن باشد و همان موقع بود که به زنی بسیار مصمم تبدیل شدم.»

او هم‌چنین گفته: «وقتی کسی بمیرد دیگر همه چیز تمام است . بعد از مرگم دیگر کسی مرا بیاد نخواهد آورد ، شاید تنها چند نفر از دوستانم از روی مهربانی از من یاد کنند. در خاطره‌ها ماندن مهم‌ترین اتفاق نیست مهم کارهایی است که انجام می‌دهی» ... ادامه مطلب

 

فرستنده: شباهنگ
 


۸۴ خبر در ۹ صفحه وجود دارد که شما صفحه ۳ را مشاهده مي کنيد. جمعه ۱۹ شهريور ۱۳۸۹

صفحه :  << قبلی  1  2  3 4  5  6  7  8  9      صفحه :  بعدی  >>