186 خبر در ۱۹ صفحه وجود دارد که شما صفحه ۱۸ را مشاهده مي کنيد. پنجشنبه ۶ آبان 1400

 
جستجو
جستجوی فيلم، کارگردان، بازيگر..:

fa en


سايت های سينمايی!
 

Find a birthday!


پيوندها
 
مجله ۲۴
آدم برفی ها
دیتابیس فارسی فیلم های سینمایی
کافه سينما
سينمای ما
سينمای آزاد
 

اخبار روز ايران

[ Yahoo! News Search ]

Search Yahoo! here
 
 [ Yahoo! ]



options

سه شنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۹ لينک دائمي

 رضا پهلوی: فكر مي‌كنيد بنده تفكرات و سياست و
شرايط زمان پدرم را به ارث برده‌ام؟ مرا بر اساس
افكار خودم قضاوت كنيد


در نشست سالانه‌ي جامعه‌ي بين‌المللي حقوق بشر كه به مدت دو روز در شهر بن آلمان برگزار شد از رضا پهلوي، وليعهد سابق ايران نيز به عنوان فعال اپوزيسيون ايران، دعوت به عمل آمده‌بود. در زير بخشي از مصاحبه‌اي كه با او داشتم را مي‌خوانيد:

  چه تفاوتي بين اين جنبش (سبز) و انقلاب سال ۱۳۵۷ مي‌بينيد؟

- اين جنبش بر خلاف سال ۱۳۵۷ تيري در تاريكي نيست، كه مثلا فعلا از شر شاه خلاص شويم بعد ببينيم چه مي‌شود. هم‌اكنون نصف بيش‌تر مخالف‌هاي پدرم، جريانات چپ ديروز، دارند انگشت خودشان را گاز مي‌گيرند كه عجب خاكي به سر خودمان ريختيم. برويد بپرسيد. خيلي‌هاشان را من خودم مي‌شناسم. تفاوت با سال ۵۷ اين است كه من خودم از استاد دانشگاه تهران شنيده‌ام كه مي‌گفت عكس خميني را در ماه ديده‌است! مي‌خواهيد ديگر به شما چه بگويم؟ من به اين مردم و توان و قابليت و پتانسيل‌شان اعتقاد دارم. عقل سليم يك راننده‌ي تاكسي در ايران امروز به صد تا استاد دانشگاه ديروز ما مي‌ارزد! عقل‌اش به واقعيات جامعه‌ي ما بيش‌تر مي‌رسد. چون اين واقعيات را مستقيما چشيده‌است.

  چگونه بايد پيش رفت؟

- ... اولين شرط، امكان ايجاد فضاي انتخابات آزاد در ايران است و اولين شرط انتخابات آزاد اين است كه من حق داشته‌باشم بگويم: رفراندوم بر سر «جمهوري اسلامي آري يا نه». تكليف‌مان را با اين رژيم از طريق دمكراتيك مشخص كنيم.

اگر باور داريم كه اكثريت مردم ايران خواهان اين رژيم نيستند، طبيعي است كه مرحله‌ي بعدي، پيش‌بيني نظام بعدي است. انتخاب يك مجلس مؤسسان، در آن دوران گذار؛ يك حكومت موقت بايستي تشكيل شود، يك دولت موقت، يك دولت ائتلافي براي اداره‌ي امور موقت كشور در يك زمان حداكثر يك سال‌ونيمه.

در اين فاصله احزاب سياسي تشكيل مي‌شوند، مطبوعات آزاد هستند، مردم ايران دائم از بحث‌هاي احزاب سياسي آگاه خواهند شد و شرايط انتخابات اولين مجلس مؤسسان كه براي پرداختن به تعريف و طرح قانون اساسي‌ي آينده‌ي نظام دمكراتيكي كه مي‌خواهيم و اميدوارم مبتني بر منشور جهاني حقوق بشر باشد؛ فراهم مي‌شود.

اگر بخواهم نظرخاص خودم را بگويم، دو قانون اساسي كه از نظر متن ۹۹ درصدش مشابه است؛ يكي در قالب مشروطه‌ي پادشاهي، يكي در فرم جمهوري و نهايتا با جزئياتي متفاوت درانتخابات رياست جمهوري، يا فرض كنيد نخست‌وزير به معرض رأي عمومي گذاشته مي‌‌شود و در يك رفراندوم ثانوي، آن قانون اساسي پيشنهادي و فرم نهائي‌اش از طريق رفراندوم دوم تثبيت شده و تعيين نوع نظام و محتواي آينده نظام از اين طريق تصويب مي‌شود.

مرحله‌ي آخر، فاز انتخابات اولين مجلس دمكراتيك نظام جديد خواهد بود و انتخابات تشكيل اولين دولت حكومت جديد. احزاب سياسي هم همان‌طور كه گفتم در يك سال‌ونيم آماده‌گي يارگيري‌ها و تبليغات‌شان را داشته‌اند.


 

فرستنده: بامشاد
 

Delicious Delicious
يکشنبه ۲۲ فروردين ۱۳۸۹ لينک دائمي
دنيا در تلاش برای آزادی جعفر پناهی

نوشتۀ فواد روستائی 

جعفر پناهی یکی از سینماگران "موج نو" سینمای ایران و برندۀ جوایز سینمائی متعددی از جمله شیر طلائی جشنوارۀ ونیز و خرس نقره ای جشنوارۀ برلن است.

جعفر پناهی در تابستان گذشته نیز یک بار برای مدتی کوتاه بازداشت شد و در حال حاضر ممنوع الخروج است و به همین خاطر نتوانست در ماه فوریه در جشنوارۀ سینمائی برلن حضور یابد.

مأموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران پس از بازرسی منزل جعفر پناهی کامپیوترها و وسایل شخصی او را ضبط کردند....    
ادامه مطلب



Send your statements to support Panahi...

Jonathan Rosenbaum/USA
Film Critic
http://en.wikipedia.org/wiki/Jonathan_Rosenbaum

To Whom It May Concern: For me, Jafar Panahi is one of the most essential filmmakers that we have in the world today; he is not merely a major figure in Iranian cinema, but a major figure in world cinema whose career, work, and humanist vision has been a major form of enlightenment for me and many others. He needs to be set free in order to continue this essential work. Sincerely, Jonathan Rosenbaum... Continue

 

فرستنده: سهراب
 

Delicious Delicious
چهارشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۹ لينک دائمي
آقای جهانبگلو پس از آزادی از زندان به دفتر خبرگزاری ایسنا رفت و مصاحبه کرد

 جهانبگلو: بدون آشتی ملی نمی توان به آينده ايران فکر کرد

عنایت فانی، بی بی سی

رامین جهانبگلو، مهمان این هفته برنامه "به عبارت دیگر"، دارای همه آن ویژگی هایی است که کشورش باید به او ببالد: چهره ای شناخته شده در محافل دانشگاهی جهان است، فارغ التحصیل معتبرترین دانشگاه های اروپا و آمریکا است، محقق و نظریه پرداز است و تا به حال چندین کتاب و مقاله در حوزه مفاهیم اجتماعی و فلسفی منتشر کرده و از مروجان نظریه تغییر سیاسی بدون خشونت است؛ با این حال در ایران بازداشت شد، به اعترافات تلویزیونی کشانده شد و چهارماه از عمرش را در زندان اوین گذراند.

 

 
















آقای جهانبگلو پس از آزادی از زندان به دفتر خبرگزاری ایسنا رفت و مصاحبه کرد


می خواهیم بدانیم در زندان بر او چه گذشت و چرا به اعترافات تلویزیونی تن داد؟ و نظرش در باره جنبش سبز ایران چیست؟

آقای جهانبگلو! شما در تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ایران گفتید که فعالیت های فرهنگی و دانشگاهی شما در جهت منافع کشورهای دشمن ایران و ضد منافع ملی ایران بوده است. برداشت عمومی این است که شما تحت شرایط خاصی این حرف ها را زده اید. اگر این طور است، این شرایط خاص چه بوده است؟



خب طبیعتا صحبتی که آدم در کادر و چارچوب زندان می کند با یک سخنرانی که در یک مجمع دانشگاهی می کند، به مراتب فرق می کند. باید بگویم که من در زندان زیر فشار روحی خیلی زیادی بودم. در انفرادی بودم و مثل خیلی دیگر از زندانی ها. آن فشارهای روحی و آن شرایط ویژه ای که بود موجب می شد که به این سمت و سو هم بروم. البته باید تاکید بکنم که این برنامه در تلویزیون انجام نشده بود. بنابراین، این آمادگی را نداشتم که مرا به تلویزیون ببرند و بگویند که آنجا یک سخنرانی انجام بدهم...   ادامه مطلب
 

 

فرستنده: بامشاد
 

Delicious Delicious
يکشنبه ۱۵ فروردين ۱۳۸۹ لينک دائمي

 نمايش اسلايد 
با سرعت بالا ببینید
  |  با سرعت پایین ببینید

دوای درد بی درمان

۰۱ آوریل ۲۰۱۰ - ۱۲ فروردین ۱۳۸۹

 

"چقدر می خندی؟ چقدر اخم می‌کنی؟ دختر نباید بخنده، دختر نباید دندوناشو نشون بده، رو آب بخندی، فلانی آدم خنده‌روئیه، فلانی آدم جلفیه، آدم باید سنگین رنگین باشه..." اینها جملاتی است که بارها در صحبت‌ها به کار گرفته می‌شود و به مفهوم تأیید یا رد موضوعی است به نام خنده.

هرگز آن گونه نخندیده بودم که در روز تهیۀ این گزارش خندیدم. این  برایم تجربه ای بدیع بود. در تمام سال‌هایی که از پشت منظره‌یاب دوربینم لنز دوربینم را رو به سوژه‌هایم گرفته‌ام، بارها از درون ناراحت و غمناک شده‌ام و نیز گریسته‌ام. این موضوع را در همان زمان که از تمرینات باشگاه خنده عکاسی می‌کردم، برایشان اعتراف کردم.

سه دهۀ گذشته ایران را می‌توان در زمرۀ سال‌هایی دانست که مردم از شاد بودن فاصله گرفته‌اند. تجربۀ انقلاب سال ۱۳۵۷ و پیامدهای سیاسی پس از آن مردم بسیاری را رو به روی هم قرار داد. برادر در مقابل برادر و خواهر در مقابل خواهر و دوستان و خویشان در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و هر یک خواستند به دفاع از ایدئولوژی خود دیگری را منکوب کنند. عدم اعتماد به یکدیگر باعث شد تا فاصلۀ عمیقی بین طبقات مختلف اجتماع به وجود بیاید. متعاقب آن، جنگ هشت‌ساله با عراق باعث شد تا خانواده‌های بسیاری داغدار عزیزان ازدست‌رفته، اسیر و معلول خود شوند.

آرام آرام گویا شادی از جامعه رخت برمی‌بست. فعالیت‌های شاد مردم از سطح اجتماع و انظار عمومی به درون خانه‌ها رفت. دولت نیز نه تنها چاره‌ای بر آن نیندیشید، بلکه تلاش کرد تا با نهادینه شدن روحیۀ ماتم و گریه برای تحکیم قدرت خویش سود جوید... ادامه مطلب

 

فرستنده: سهراب
 

Delicious Delicious
سه شنبه ۱۰ فروردين ۱۳۸۹ لينک دائمي
على کسمائى  مبتکر دوبلاژ در ايران

 


علی کسمایی از دوران کودکی رویای سفیر شدن در سر می پروراند و بعد از گذراندن دورۀ کارشناسی علوم سیاسی، طبق روال آن زمان می بایستی در وزارت خارجه استخدام می شد، اما موفق نشد وارد آن وزارتخانه شود و خود دلیل آن را نداشتن خویشاوند در آن وزارتخانه می داند.

از آنجا که در دورۀ دانشجویی ترجمه می کرد، برای گذران زندگی به ترجمه و نوشتن مقاله در روزنامه های مختلف روی آورد.به پیشنهاد دوستان، دورۀ یک سالۀ کارآموزی وکالت دادگستری را زیرنظر علی اکبر طاها و ابراهیم خواجه نوری، دو وکیل سرشناس آن زمان گذراند. آقای خواجه نوری علاوه بر کار وکالت، نویسنده بود و در آن زمان مقالات کتاب " بازیگران عصر طلایی" را در روزنامه "ندای عدالت" به صورت پاورقی می نوشت. به توصیۀ او، علی کسمایی به کتابخانۀ مجلس می رفت و از روزنامه های قدیمی، برای روزنامه، خوراک و مواد اولیه تهیه می کرد. کسمایی بعد از مدتی خبرنگار پارلمانی شد و با رجال سیاسی آن زمان مجلس مثل زنده یاد مصدق و جلال امامی آشنایی به هم زد... ادامه مطلب

 

فرستنده: سهراب
 

Delicious Delicious
سه شنبه ۱۰ فروردين ۱۳۸۹ لينک دائمي

ميترا عالیبی‌خبری مطلق از وضعيت  ميترا عالی  دانشجوی نخبه دانشگاه شريف

دوشنبه 29 مارچ 2010 - 9 فروردین 1389

میترا عالی دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته مهندسی پزشکی دانشگاه شریف که در تاریخ ۱۹ اسفند برای پس گرفتن وسایل توقیف شده ی خود به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات مراجعه کرده بود ناپدید شده است و با وجود پیگیریهای مکرر خانواده و دوستان وی تا کنون هیچ خبری از او بدست نیامده است.

كميته گزارشگران حقوق بشر -ميترا عالي دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد رشته مهندسي پزشكي دانشگاه شريف كه در تاريخ ۱۹ اسفند براي پس گرفتن وسايل توقيف شده ي خود به دفتر پيگيري وزارت اطلاعات مراجعه كرده بود ناپديد شده است و با وجود پيگيريهاي مكرر خانواده و دوستان وي تا كنون هيچ خبري از او بدست نيامده است.

 با گذشت بيست روز از تاريخ بازداشت خانم ميترا عالي، هيچگونه تماسي از طرف وي صورت نگرفته و خانواده وي همچنان در بي خبري مطلق از وضعيت فرزندشان به سر مي برند. اين در حالي است كه با نزديك شدن به تعطيلات نوروزي بسياري از زندانيان سياسي آزاد شدند يا به مرخصي آمدند يا حداقل با خانواده خود تماس تلفني داشته اند.

ميترا عالي قبل از ناپديد شدن ۲ مرتبه ي ديگر با هجوم نيروهاي وزارت اطلاعات به منزل محل زندگي خود بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شده بود. ماموران وزارت اطلاعات در تماس تلفني از وي خواسته بودند تا براي بازپس گيري لوازم توقيف شده ي خود به دفتر پيگيري وزارت اطلاعات مراجعه كند. ميترا عالي آخرين بار در حال ورود به اين مكان مشاهده شده است و تا كنون از وضعيت وي هيچ خبري به دست نيامده است.

 لازم به ذكر است كه ميترا عالي از نخبگان علمي دانشگاه شريف  و امير كبير مي باشد كه پس از اتمام دوره كارشناسي در دانشگاه صنعتي امير كبير با رتبه ۷ كنكور كارشناسي ارشد وارد دانشگاه شريف شده است.

 

فرستنده: سهراب
 

Delicious Delicious
يکشنبه ۸ فروردين ۱۳۸۹ لينک دائمي

بهمن قبادی در کنار شروین نجفیان؛ عکس‌ها؛ رحمان جوانمردی

گزارشی از فستیوال فیلم «موویز دت متر»

Movies that Matter!

کسانی که فیلم می‌بینند می‌توانند جهان را تغییر دهند

رحمان جوانمردی

«چگونه یک فیلم می‌تواند جهان را تغییر دهد؟... نمی‌تواند، ولی کسانی که این فیلم را می‌بینند، می‌توانند.»

فستیوال فیلم موویز دت متر با این شعار آغاز بکار کرد. این فستیوال هر سال توسط عفو بین‌الملل و با همکاری «پست کد لوترای» و «ایفوس» در شهر لاهه، «شهر حقوق و عدالت» برگزار م‌یشود. فستیوال دارای دو بخش مجزای «فیلم» و «مستند» است.

هدف این فستیوال مطرح کردن فیلم و مستند از سازندگان مبتکری است، که به گفتمان حقوق بشر و ارزش‌های انسانی کمک می‌کنند. سالانه از ده‌ها فیلم و مستند بدین طریق حمایت می‌شود که بعضی از آنها برای اولین‌بار در هلند به نمایش درمی‌آیند.

هدف این فستیوال مطرح کردن فیلم و مستند از سازندگان مبتکری است، که به گفتمان حقوق بشر و ارزش‌های انسانی کمک می‌کنند. سالانه از ده‌ها فیلم و مستند بدین طریق حمایت می‌شود که بعضی از آنها برای اولین‌بار در هلند به نمایش درمی‌آیند. روت لوبرز (نخست‌وزیر اسبق هلند و دبیرکل سابق کمیساریای پناهندگان سامان ملل متحد)، ادوارد نازارسکی (مدیر عفو بین‌الملل در هلند)، سومالی مام (فعال حقوق بشر در کامبوج و یکی از ۱۰۰ نفر موثر در جهان)، ماریکه بوله معاون شهرداری لاهه، خانم چوپی فتاح خواننده مشهور کرد و چند تن دیگر از شخصیت‌های سرشناس در صندلی‌های جلو جای گرفته بودند.

    بهمن قبادی در کنار شروین نجفیان؛ عکس‌ها؛ رحمان جوانمردی


بعد از نمایش فیلم که برای گشایش فستیوال انتخاب شده بود، تاکو روخهافیر، مدیر «موویز دت متر» جایزه موفقیت «مادام‌العمر» سال ۲۰۱۰ را به قبادی که از بغداد به لاهه سفرکرده بود و جایزه هنری آزادی بیان ۲۰۱۰ را به موزیسین‌هایی که در فیلم بازی کرده‌اند به شروین نجفیان به نمایندگی از طرف همه بازیگران فیلم، هدیه کرد.

افتتاح مراسم با نمایش فیلم «کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد» عصر روز پنج‌شنبه ۲۵ مارچ ۲۰۱۰ مصادف با ۵ فروردین ۱۳۸۹ سالن نمایش تاتر لاهه پر از تماشاچیانی بود که برای افتتاح جشنواره «موویز دت متر» و دیدن فیلم «کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد»، جمع شده بودند.


برگزارکننده فستیوال در معرفی فیلم و شخص بهمن قبادی با اشاره به دستگیری بهمن قبادی در سال گذشته و ممنوع‌ بودن نمایش فیلم «کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد» در ایران، گفت:

«بهمن قبادی تنها کسی نیست که دستگیر شده، هزاران دانشجو، روزنامه‌نگار و هنرمند در ماه‌های اخیر در ایران دستگیر و شکنجه شده‌اند لذا فستیوال نسبت به این مسایل بی‌تفاوت نبوده و بشکل گسترده‌ای به آن توجه خواهد کرد. در ماه گذشته جعفر پناهی همکار بهمن قبادی، دستگیر شد، وی قبل از دستگیری نیز بخاطر این‌که از نشان سبز که نماد معترضین به حکومت ایران است، در فستیوال مونترال استفاده کرده بود ممنوع‌الخروج شده بود.»


شروین نجفیان
فشار بر خانواده شروین نجفیان


بهمن قبادی نیز قبل و بعد از نمایش فیلم‌اش در مورد این فیلم و مشکلاتی که بخاِطر سانسورهای حکومتی، هنرمندان ایرانی با آن مواجه هستند سخن گفت.

قبادی همچنین برای آزادی جعفر پناهی، کارگردان صاحب‌نام و سازنده شاهکار «افساید»، از جامعه جهانی استمداد یاری نمود و در پایان به فشارهایی که مقامات امنیتی به خانواده آقای شروین نجفیان در چند روز اخیر وارد کرده‌اند، اشاره نمود و احتمال این‌که شروین را در بازگشت به ایران دستگیر کنند بسیار محتمل دانست.

در پایان فستیوال، شروین نجفیان این فشارها را تائید نموده و اظهار داشت که احتمال ماندن در هلند را تا زمانی‌که امکان برگشتن در امنیت به ایران را داشته باشد، بررسی خواهد کرد...
 


 

 

فرستنده: سهراب
 

Delicious Delicious
جمعه ۶ فروردين ۱۳۸۹ لينک دائمي
لعبت والا میان شعر و زندگی

بهار نوایی
 
لعبت والا از نظر "نسبی" از دودمان قاجار و از نظر "سببی" در سلسلۀ شاعران غزل‌سرا، ترانه‌سرا و رباعی‌سرای نامدار است. درخت والای شعر او که بر پهنۀ پررنگ و بوی ادبیات دهۀ سی جوانه زده، بیش از نیم قرن است که شکوفاست.

لعبت والا روز بیستم آبان‌ ماه سال ۱۳۰۹ در تهران به دنیا آمد. شاید ازمعدود دختران آن زمان بود که به سبب تعلقات خانوادگی‌اش به دبیرستان رفت. اما حتا در آن زمان و در خانواده‌ای اشرافی هم آموختن آسان نبود:

"وقتی نوجوان بودم، دبیرستان "شاهدخت" می‌رفتم. برادرانم خیلی متعصب بودند و همیشه ترس داشتند که مبادا اخلاق من فاسد شود. به همین دلیل، حق نداشتم کتاب و مجله بخوانم. تنها کتابی که در اختیار داشتم، جزوۀ کوچکی بود به نام "سخنان شیوا" که "عبدالعظیم‌خان قریب" آنها را از ادبا و شعرا جمع‌آوری کرده بود و من آن را همیشه از اول تا آخر مرور می‌کردم. در دبیرستان با دوستانم مجله‌ها را می‌گرفتیم و هر وقت فرصت بود، مثل زنگ عربی، زیر میز می‌خواندیم."

صدا
شعر "پیچک" لعبت والا با صدای خود او


لعبت چهارده‌ساله بود که نامزد شد و ازدواج کرد. نامزدش اهل کتاب بود و برایش کتاب و مجله می‌آورد. تحصیلش اما با ازدواجش نیمه‌تمام ماند؛ تا چند سالی دیرتر و با جدایی از همسرش، که درنخستین دورۀ خبرنگاری دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران شرکت کرد و فارغ‌التحصیل شد و کار نویسندگی و خبرنگاری را به‌طور جدی آغاز کرد.

لعبت والا سال‌ها در مجلۀ هفتگی سیاسی- اجتماعی "تهران مصور" کار می‌کرد و ادارۀ بخش ادبی مجله را به عهده داشت. گاهی دفاع از حقوق زنان را با نوشتن مقالاتی انتقادی در مرکز کار خود قرار می‌داد و گاه با داستان‌های کوتاه و بلند با امضای "فتنه" در صف ادیبان قرار می‌گرفت. او بعداً سردبیر مجلۀ "تهران مصور" شد. در کنار همۀ این فعالیت‌ها، شعر می‌نوشت و در راستای همین فعالیت‌های فرهنگی و ادبی با سیمین بهبهانی و فروغ فرخزاد آشنا شد. اگر دوستی‌اش با فروغ که از آغاز متلاطم بود، با مرگ زودهنگام فروغ ناکام ماند، آشنایی‌اش با سیمین بهبهانی که در محور شعر جوانه زد؛ چنان ریشه کرد که تا امروز چون درختی کهنسال، سبز و پرشاخ و برگ سر به آسمان کشیده‌است.

لعبت والا
لعبت والا در سال ۱۳۵۷ ایران را ترک و برای ادامۀ تحصیل به استرالیا رفت و در رشتۀ مطالعات خاور میانه لیسانس گرفت. سال‌ها بعد برای دیدن نوۀ تازه متولدشده‌اش به لندن آمد. اما پس از آنکه دریافت دختر و نوه‌اش به کمک او نیازمندند، برای همیشه در لندن ماند؛ با کتاب و دفتر و قلم و شعرش، و انبوهی از خاطره.


او شاید از اولین زنانی است که دورۀ روزنامه‌نگاری را در دانشگاه تهران گذرانده و سال‌ها در مجله‌ها و روزنامه‌ها کار ادبی کرده‌است و حتا پس از مهاجرت به لندن هم با یک وقفه در روزنامۀ کیهانی که آن هم با او در این شهر رحل اقامت افکنده بود، کار ادبی روزنامه‌نگاری می‌کرد. اما امروز او شعرش را قربانی کار روزنامه‌نگاری می‌بیند: "من مدتی خیاطی می‌کردم و فکر می‌کنم، شاید اگر کار خیاطی را ادامه می‌دادم، شعر من سالم‌تر می‌ماند. کار روزنامه‌نگاری به شعر من لطمه زد و من از هنرم به دور افتادم"... ادامه مطلب
 

فرستنده: شباهنگ
 

Delicious Delicious
جمعه ۶ فروردين ۱۳۸۹ لينک دائمي
دفاع عجیب ده‌نمکی از خودش:

«مخالفانم تا دیروز با تیغ به مردم حمله می‌کردند»

جمعه ۶ فروردين ۱۳۸۹

به گزارش خبرآنلاین، مسعود ده نمکی در تازه‌ترین اظهار نظر خود به حمایت از فیلم‌سازانی چون بیضایی مهرجویی وکیمیایی پرداخته است وهم‌چنان روایت جالبی از کسانی که سال‌ها قبل فیلم‌سازی چون علی حاتمی را از سینما بیرون انداختند بازگو نموده است‌.

علی حاتمیبه گزارش  جهان نیوز‌، ده نمکی دراین باره گفته‌: «کسانی که در سینما آزادی، مرحوم علی حاتمی را با دشنام و کتک از سینما بیرون کردند در حال حاضر مدعی این شده‌اند که چرا ده‌نمکی وارد سینما شده است»!

او در بخش دیگری از مصاحبه خود گفته‌: «به نظر من امثال آقایان بیضایی، کیمیایی و مهرجویی بسیار شرافت‌مند هستند در مقابل انسان‌هایی که خودشان این کاره بوده‌اند وحالا پرچم روشن‌فکری بلند کرده‌اند‌. اگر قرار است پرونده‌خوانی شود خواندن پرونده بعضی از این حضرات فاجعه است. آقایان تیغ ‌موکت‌بری دست‌شان می‌گرفتند و سوار بر موتور مقابل حوزه هنری مردم را می‌زدند و حالا شدند سینماگر‌. چطور کسی پلان‌هایی از زندگی این آقایان را مورد توجه قرار نمی‌دهد اما من که قلم به دست مشغول روز‌نامه‌نگاری بودم و حالا مشغول فیلم‌سازی هستم باید حساب پس بدهم‌؟»

گفتنی است سریال نوروزی ده‌نمکی مورد اعتراض بسیاری از صاحب‌نظران قرارگرفته و بسیار ضعیف ارزیابی شده است. کارشناسان سینمایی چهره مشهوری را که در کارهای قبلی ده‌نمکی همراه او بود و در سریال نوروزی «دارا و ندار» غایب است، کارگردان واقعی آثار قبلی او می‌دانند و معتقدند غیبت او سریال نوروزی ده‌نمکی را بسیار ضعیف‌تر از حد انتظار جلوه داده است. منبع: راديو کوچه

 

فرستنده: بامشاد
 

Delicious Delicious
سه شنبه ۳ فروردين ۱۳۸۹ لينک دائمي
آن شکرپاره


علی عطار

اگر چه در سی سال گدشته تئاتر ارحام صدر در اصفهان بطور زنده اجرا نشده و جوانان امروز اصفهانی این هنرمند را بیشتر از زبان پدرانشان یا از طریق ضبط های ویدیوئی آثاراو می شناسند،  اما شرکت وسیع مردم در مراسم سوگ ارحام صدر نشان از حضور پر قوت او و نمایش هایش در اعماق شهر اصفهان داشت.

آوازه رضا ارحام صدر (زاده ۱۲ اردیبهشت ۱۳۰۲ در محله پاقلعه اصفهان) که در دهه سی ام هجری خورشیدی در شهر اصفهان و اطراف آن پیچیده بود، در دهه چهل و پنجاه به سراسر ایران گسترش یافت. او نمایش های مردمی را با شوخ طبعی و لهجه مردم پسند اصفهانی به صحنه تئاتر منتقل کرد.

پس از موفقیت در اجرای نمایش های طنز آمیز و در ادامه کارش در تماشاخانه های اصفهان به این نتیجه رسید که قدرت آنرا دارد که چون رسانه ای توانمند مشکلات مردم را به گوش مسئولین حکومتی برساند.

او خود گفته است زمانی که قرار بود مالیات کسبه و صنعتگران خرد افزایش یابد، وظیفه خود دانست، مشکل آنان را روی صحنه تئاترش بیان کند. پس ازاستقبال گسترده تماشاگران ازاین عمل بود که تاتر ارحام صدر "تئاتر کمدی-انتقادی" نام گرفت و از آن پس نمايش هاى این هنرمند در کنار آثار باستانی اصفهان به یک جاذبه توریستی دراین شهر تبدیل شد.

قهرمانان اصلی داستان نمایش های ارحام صدر بطور عمده از بین خود مردم انتخاب می شدند. ارحام صدر که به طور کاملا اتفاقی از یک "دانش آموز مزه پران دبیرستان ادب اصفهان" با تشویق مسئولین مدرسه به یک بازیگر نمایش های کمدی تبدیل شده بود، با مخالفت بعضی از افراد خانواده خود مواجه شد که حضور در تماشا خانه را مخالف با شئون خانواده های "آبرودار" شهر اصفهان می دیدند. 

شاید ازهمینجا بود که اقشاری چون میرزاها، قلندارها، جاهل ها، داش ها، باجی ها و بازاریان سنتی که در آن زمان در مقابل پوست انداختن جامعه مقاومت می کردند، در مرکز انتقاد نمایش های ارحام صدر قرار گرفتند.

با وجود نگاه انتقاد آمیز به برخى سنت ها رضا ارحام صدر هیچگاه پوسته مردمی خود را ترک نکرد و تمایلی به شرکت در تئاتر های آن زمان که عمدتا آثار نویسندگان غربی یا روسی را اجرا می کردند، پیدا نکرد.


ارحام صدر که بعدها تحصیلات دانشگاهی اش در ادبیات و فلسفه را به پایان برد، همواره کوشید تا نزدیکی زبان نمایش هایش به زبان مردم را حفظ کند. او بیش ازهر چیز به بداهه بودن گفتارش در تئاتر اهمیت می داد و علاقه ای به  نمایش های از پیش نوشته نداشت.


اگر چه او با بازی درفیلم "شب نشینی در جهنم" در سال ۱۳۳۶ به سینمای تجارتی آن زمان پا گذاشت و توجه دست اندر کاران را جلب نمود ولی همچنان به تئاتر وفادار ماند. نوه او "امیر حافظ جهانگیری" می گوید که پدر بزرگش همیشه ارتباط مستقیم با تماشا گر تئاتر را بر حضور بی روح بر پرده سینما ترجيح مى داد.

پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ فعالیت های تئاتری و سینمایی رضا ارحام  صدر ۵۵ ساله به حداقل خود رسید. مشکلاتی که او پس از انقلاب بر سر راه کار خود یافت، او را بر آن داشت که نیروی خود را در بخش جهانگردی که مورد علاقه اش بود متمرکز کند. سرانجام بازی در چند فیلم او را مجددا به صحنه سینما بازگرداند...  ادامه مطلب
 

فرستنده: بامشاد
 

Delicious Delicious

186 خبر در ۱۹ صفحه وجود دارد که شما صفحه ۱۸ را مشاهده مي کنيد. پنجشنبه ۶ آبان 1400

صفحه :  << قبلی  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  12  13  14  15  16  17  18 19      صفحه :  بعدی  >>